بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ
از چه چیز (از یکدیگر و از تو) میپرسند؟
The Tidings · 40 verses · Mohammad Sadeqi Tehrani.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ
از چه چیز (از یکدیگر و از تو) میپرسند؟
عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلْعَظِيمِ
از خبر بس بزرگ.
ٱلَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ
چیزی که آنان در(بارهی) آن با هم در (ژرفای) اختلافند.
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
نه چنان است. زودا (در برزخ) خواهند دانست.
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
سپس نه چنان است. در آیندهای دور [:رستاخیز] خواهند دانست.
أَلَمْ نَجْعَلِ ٱلْأَرْضَ مِهَٰدًۭا
آیا زمین را گهوارهای ننهادیم؟
وَٱلْجِبَالَ أَوْتَادًۭا
و کوهها را (چون) میخهایی قرار دادیم.
وَخَلَقْنَٰكُمْ أَزْوَٰجًۭا
و شما را جفتهایی آفریدیم.
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًۭا
و خوابتان را (مایهی) آرامش(تان) قرار دادیم.
وَجَعَلْنَا ٱلَّيْلَ لِبَاسًۭا
و شب را (برایتان) پوششی نهادیم.
وَجَعَلْنَا ٱلنَّهَارَ مَعَاشًۭا
و روز را (برای) معاش (شما) نهادیم.
وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًۭا شِدَادًۭا
و بر فرازتان هفت (آسمان) استواران را بنا کردیم.
وَجَعَلْنَا سِرَاجًۭا وَهَّاجًۭا
و چراغی بس فروزان گذاردیم.
وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلْمُعْصِرَٰتِ مَآءًۭ ثَجَّاجًۭا
و از ابرهای فشرده(ی بارنده) آبی بسیار، نهروار فرود آوردیم.
لِّنُخْرِجَ بِهِۦ حَبًّۭا وَنَبَاتًۭا
تا بدان دانه و گیاهی برویانیم،
وَجَنَّٰتٍ أَلْفَافًا
و باغهایی سردرهم پیچیده و انبوه را.
إِنَّ يَوْمَ ٱلْفَصْلِ كَانَ مِيقَٰتًۭا
همواره وعدهگاه، روز جدایی و داوری بودهاست.
يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًۭا
روزی که در صور [:بوق جانافزا] دمیده شود. پس در پی آن، گروه گروه بیایید.
وَفُتِحَتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ أَبْوَٰبًۭا
و آسمان، گشوده گردد. پس (از آنکه) دربهایی بوده است.
وَسُيِّرَتِ ٱلْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا
و کوهها به سرعت روانه شوند. پس سراب بودند.
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًۭا
همانا جهنم کمینگاهی بوده.
لِّلطَّٰغِينَ مَـَٔابًۭا
برای سرکشان پناهگاهی (بوده).
لَّٰبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًۭا
حال آنکه روزگارانی در آن درنگکنندگانند.
لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًۭا وَلَا شَرَابًا
آنجا نه خنکی چشند و نه آشامیدنی.
إِلَّا حَمِيمًۭا وَغَسَّاقًۭا
جز مایعی جوشان و چرکابهای بس گلوگیر.
جَزَآءًۭ وِفَاقًا
(این است) کیفری مناسب (با جرمشان).
إِنَّهُمْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ حِسَابًۭا
بیگمان آنان بودهاند که به (روز) حساب امیدی نداشتند.
وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كِذَّابًۭا
و با آیاتمان (همانها و ما را) سخت تکذیب میکردند، چه تکذیب کردنی!
وَكُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَٰهُ كِتَٰبًۭا
و هر چیزی را نوشته شده بر شمردیم.
فَذُوقُوا۟ فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا
پس بچشید که جز عذاب، هرگز (چیزی) برایتان نمیافزاییم.
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا
بیگمان برای پرهیزگاران کامیابیای بیرنج است.
حَدَآئِقَ وَأَعْنَٰبًۭا
باغها و انگورها.
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًۭا
و دخترانی فربه و پستان بر آمده (و با آنان) همسال و همسان.
وَكَأْسًۭا دِهَاقًۭا
و پیاله(هایی) لبریزان.
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا كِذَّٰبًۭا
در آنجا نه بیهودهای شنوند و نه دروغ پردازیای.
جَزَآءًۭ مِّن رَّبِّكَ عَطَآءً حِسَابًۭا
حال آنکه پاداشی از پروردگار تو و عطایی است حسابشده.
رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلرَّحْمَٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًۭا
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است. رحمتگر بر آفریدگان. ایشان اختیار خِطابی از او ندارند.
يَوْمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ صَفًّۭا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ وَقَالَ صَوَابًۭا
روزی که روح و فرشتگان صفاندرصف بهپاخیزند. سخن نگویند، مگر کسی که رحمان به او رخصت دهد، و سخنی شایسته گوید.
ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلْحَقُّ ۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ مَـَٔابًا
آن روز پای برجا (و) حق است؛ پس هر که خواهد، راه بازگشتی فراسوی پروردگارش برگیرد.
إِنَّآ أَنذَرْنَٰكُمْ عَذَابًۭا قَرِيبًۭا يَوْمَ يَنظُرُ ٱلْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ ٱلْكَافِرُ يَٰلَيْتَنِى كُنتُ تُرَٰبًۢا
ما همواره شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم؛ روزی که آدمی آنچه را با دستاوردش پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید: «ای کاش من خاک بودم!»