Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare An-Naba in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ ﴿1﴾

صادقی تهرانی

از چه چیز (از یکدیگر و از تو) می‌پرسند؟

عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلْعَظِيمِ ﴿2﴾

صادقی تهرانی

از خبر بس بزرگ.

ٱلَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿3﴾

صادقی تهرانی

چیزی که آنان در(باره‌ی) آن با هم در (ژرفای) اختلافند.

كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿4﴾

صادقی تهرانی

نه چنان است. زودا (در برزخ) خواهند دانست.

ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿5﴾

صادقی تهرانی

سپس نه چنان است. در آینده‌ای دور [:رستاخیز] خواهند دانست.

أَلَمْ نَجْعَلِ ٱلْأَرْضَ مِهَٰدًۭا ﴿6﴾

صادقی تهرانی

آیا زمین را گهواره‌ای ننهادیم؟

وَٱلْجِبَالَ أَوْتَادًۭا ﴿7﴾

صادقی تهرانی

و کوه‌ها را (چون) میخ‌هایی قرار دادیم.

وَخَلَقْنَٰكُمْ أَزْوَٰجًۭا ﴿8﴾

صادقی تهرانی

و شما را جفت‌هایی آفریدیم.

وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًۭا ﴿9﴾

صادقی تهرانی

و خوابتان را (مایه‌ی) آرامش(تان) قرار دادیم.

وَجَعَلْنَا ٱلَّيْلَ لِبَاسًۭا ﴿10﴾

صادقی تهرانی

و شب را (برایتان) پوششی نهادیم.

وَجَعَلْنَا ٱلنَّهَارَ مَعَاشًۭا ﴿11﴾

صادقی تهرانی

و روز را (برای) معاش (شما) نهادیم.

وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًۭا شِدَادًۭا ﴿12﴾

صادقی تهرانی

و بر فرازتان هفت (آسمان) استواران را بنا کردیم.

وَجَعَلْنَا سِرَاجًۭا وَهَّاجًۭا ﴿13﴾

صادقی تهرانی

و چراغی بس فروزان گذاردیم.

وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلْمُعْصِرَٰتِ مَآءًۭ ثَجَّاجًۭا ﴿14﴾

صادقی تهرانی

و از ابرهای فشرده(ی بارنده) آبی بسیار، نهروار فرود آوردیم‌.

لِّنُخْرِجَ بِهِۦ حَبًّۭا وَنَبَاتًۭا ﴿15﴾

صادقی تهرانی

تا بدان دانه و گیاهی برویانیم،

وَجَنَّٰتٍ أَلْفَافًا ﴿16﴾

صادقی تهرانی

و باغ‌هایی سردرهم پیچیده و انبوه را.

إِنَّ يَوْمَ ٱلْفَصْلِ كَانَ مِيقَٰتًۭا ﴿17﴾

صادقی تهرانی

همواره وعده‌گاه، روز جدایی و داوری بوده‌است.

يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًۭا ﴿18﴾

صادقی تهرانی

روزی که در صور [:بوق جان‌افزا] دمیده شود. پس در پی آن، گروه گروه بیایید.

وَفُتِحَتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ أَبْوَٰبًۭا ﴿19﴾

صادقی تهرانی

و آسمان، گشوده گردد. پس (از آنکه) درب‌هایی بوده است.

وَسُيِّرَتِ ٱلْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا ﴿20﴾

صادقی تهرانی

و کوه‌ها به سرعت روانه شوند. پس سراب بودند.

إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًۭا ﴿21﴾

صادقی تهرانی

همانا جهنم کمینگاهی بوده.

لِّلطَّٰغِينَ مَـَٔابًۭا ﴿22﴾

صادقی تهرانی

برای سرکشان پناهگاهی (بوده)‌.

لَّٰبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًۭا ﴿23﴾

صادقی تهرانی

حال آنکه روزگارانی در آن درنگ‌کنندگانند.

لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًۭا وَلَا شَرَابًا ﴿24﴾

صادقی تهرانی

آنجا نه خنکی چشند و نه آشامیدنی.

إِلَّا حَمِيمًۭا وَغَسَّاقًۭا ﴿25﴾

صادقی تهرانی

جز مایعی جوشان و چرکابه‌ای بس گلوگیر.

جَزَآءًۭ وِفَاقًا ﴿26﴾

صادقی تهرانی

(این است) کیفری مناسب (با جرمشان).

إِنَّهُمْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ حِسَابًۭا ﴿27﴾

صادقی تهرانی

بی‌گمان آنان بوده‌اند که به (روز) حساب امیدی نداشتند.

وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كِذَّابًۭا ﴿28﴾

صادقی تهرانی

و با آیاتمان (همان‌ها و ما را) سخت تکذیب می‌کردند، چه تکذیب کردنی!

وَكُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَٰهُ كِتَٰبًۭا ﴿29﴾

صادقی تهرانی

و هر چیزی را نوشته شده بر شمردیم.

فَذُوقُوا۟ فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا ﴿30﴾

صادقی تهرانی

پس بچشید که جز عذاب، هرگز (چیزی) برایتان نمی‌افزاییم.

إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿31﴾

صادقی تهرانی

بی‌گمان برای پرهیزگاران کامیابی‌ای بی‌رنج است.

حَدَآئِقَ وَأَعْنَٰبًۭا ﴿32﴾

صادقی تهرانی

باغ‌ها و انگورها.

وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًۭا ﴿33﴾

صادقی تهرانی

و دخترانی فربه و پستان بر آمده (و با آنان) همسال و همسان.

وَكَأْسًۭا دِهَاقًۭا ﴿34﴾

صادقی تهرانی

و پیاله‌(هایی) لب‌ریزان‌.

لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا كِذَّٰبًۭا ﴿35﴾

صادقی تهرانی

در آنجا نه بیهوده‌ای شنوند و نه دروغ پردازی‌ای.

جَزَآءًۭ مِّن رَّبِّكَ عَطَآءً حِسَابًۭا ﴿36﴾

صادقی تهرانی

حال آنکه پاداشی از پروردگار تو و عطایی است حساب‌شده.

رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلرَّحْمَٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًۭا ﴿37﴾

صادقی تهرانی

پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. رحمتگر بر آفریدگان. ایشان اختیار خِطابی از او ندارند.

يَوْمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ صَفًّۭا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ وَقَالَ صَوَابًۭا ﴿38﴾

صادقی تهرانی

روزی که روح و فرشتگان صف‌اندرصف به‌پاخیزند. سخن نگویند، مگر کسی که رحمان به او رخصت دهد، و سخنی شایسته گوید.

ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلْحَقُّ ۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ مَـَٔابًا ﴿39﴾

صادقی تهرانی

آن روز پای برجا (و) حق است‌؛ پس هر که خواهد، راه بازگشتی فراسوی پروردگارش برگیرد.

إِنَّآ أَنذَرْنَٰكُمْ عَذَابًۭا قَرِيبًۭا يَوْمَ يَنظُرُ ٱلْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ ٱلْكَافِرُ يَٰلَيْتَنِى كُنتُ تُرَٰبًۢا ﴿40﴾

صادقی تهرانی

ما همواره شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم؛ روزی که آدمی آنچه را با دستاوردش پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید: «ای کاش من خاک بودم!»

Quran recitationReady
Open audio