بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ نٓ ۚ وَٱلْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
نون، سوگند به قلم و آنچه مىنويسند،
The Pen · 52 verses · Sayyed Jalaloddin Mojtabavi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ نٓ ۚ وَٱلْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
نون، سوگند به قلم و آنچه مىنويسند،
مَآ أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍۢ
كه تو به نعمت پروردگارت- نبوت و رسالت- ديوانه نيستى.
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍۢ
و هر آينه تو راست مزد بىپايان.
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍۢ
و هر آينه تويى بر خويى بس بزرگ.
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ
پس زودا كه ببينى و آنها نيز ببينند،
بِأَييِّكُمُ ٱلْمَفْتُونُ
كه كدامين شما ديوانه و شوريده است.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ
همانا پروردگارت داناتر است به كسى كه از راه او گم گشته و داناتر است به رهيافتگان.
فَلَا تُطِعِ ٱلْمُكَذِّبِينَ
پس دروغانگاران را فرمان مبر.
وَدُّوا۟ لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ
دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى كنند.
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍۢ مَّهِينٍ
و هر بسيار سوگند خورنده خوار و بىارزشى را فرمان مبر،
هَمَّازٍۢ مَّشَّآءٍۭ بِنَمِيمٍۢ
كه عيبجو، بدگو، رونده به سخنچينى،
مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
بازدارنده نيكى، از حد درگذرنده، گنهپيشه،
عُتُلٍّۭ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ
[و] پس از اين همه، سختدل و درشتخو و بىتبار است
أَن كَانَ ذَا مَالٍۢ وَبَنِينَ
از آن رو كه داراى مال و پسران است
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ
چون آيات ما بر او خوانده شود گويد: افسانههاى پيشينيان است.
سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلْخُرْطُومِ
بر خرطوم- بينى- او داغ خواهيم نهاد.
إِنَّا بَلَوْنَٰهُمْ كَمَا بَلَوْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا۟ لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ
ما آنها- اهل مكه- را بيازموديم- به آنها نعمت داديم ولى كفر ورزيدند- چنانكه خداوندان آن بوستان را آزموديم آنگاه كه سوگند خوردند كه هر آينه بامداد پگاه- پنهان از مستمندان- ميوه آن را خواهيم چيد
وَلَا يَسْتَثْنُونَ
و استثنا نكردند- نگفتند اگر خداى خواهد-
فَطَافَ عَلَيْهَا طَآئِفٌۭ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَآئِمُونَ
پس شبانگاه كه خفته بودند آفتى از سوى پروردگارت بر گرد آن
فَأَصْبَحَتْ كَٱلصَّرِيمِ
پس مانند باغى شد كه ميوه آن چيده و بريده باشند- درختانش سوخته و سياه شد-.
فَتَنَادَوْا۟ مُصْبِحِينَ
پس بامدادان يكديگر را ندا دادند:
أَنِ ٱغْدُوا۟ عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰرِمِينَ
اگر ميوهچين هستيد پگاه به كشتزار خود در آييد.
فَٱنطَلَقُوا۟ وَهُمْ يَتَخَٰفَتُونَ
پس به راه افتادند و با هم آهسته مىگفتند:
أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا ٱلْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌۭ
امروز مبادا درويشى در آن
وَغَدَوْا۟ عَلَىٰ حَرْدٍۢ قَٰدِرِينَ
و پگاه برفتند بدين آهنگ كه بر [چيدن و] منع درويشان توانايند.
فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوٓا۟ إِنَّا لَضَآلُّونَ
پس چون آن را ديدند- خشك و سوخته- گفتند: هر آينه ما گمراهيم- اين باغ ما نيست-.
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
[نه،] بلكه ما ناكام شدهايم.
قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ
بهترينشان- به خِرَد و ميانهروى- گفت: آيا شما را نگفتم: چرا خداى را به پاكى ياد نمىكنيد؟
قَالُوا۟ سُبْحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
گفتند: پاك است پروردگار ما، همانا ما ستمكار بودهايم.
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَلَٰوَمُونَ
پس برخى از ايشان بر برخ ديگر سرزنشكنان روى آورده،
قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ
گفتند: واى بر ما، همانا ما سركش بودهايم.
عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًۭا مِّنْهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ
اميد است پروردگار ما بهتر از آن را به ما باز دهد، ما به پروردگارمان گرايندهايم.
كَذَٰلِكَ ٱلْعَذَابُ ۖ وَلَعَذَابُ ٱلْءَاخِرَةِ أَكْبَرُ ۚ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ
چنين است عذاب [اين جهانى]، و هر آينه عذاب آن جهان بزرگتر است، اگر مىدانستند.
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ
همانا پرهيزگاران را نزد پروردگارشان بهشتهاى پرنعمت است.
أَفَنَجْعَلُ ٱلْمُسْلِمِينَ كَٱلْمُجْرِمِينَ
پس آيا مسلمانان- گردننهادگان- را همچون بزهكاران مىسازيم- يكسان و برابر-؟!
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
شما را چيست؟! چگونه داورى مىكنيد؟!
أَمْ لَكُمْ كِتَٰبٌۭ فِيهِ تَدْرُسُونَ
يا مگر شما را كتابى است كه در آن مىخوانيد،
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ
كه شما راست در آن [جهان] هر چه گزينيد؟!
أَمْ لَكُمْ أَيْمَٰنٌ عَلَيْنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۙ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ
يا مگر شما را بر ما پيمانهايى است رسا و پيوسته تا روز رستاخيز، كه هر چه حكم كنيد شما را باشد؟!
سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ
از آنها بپرس كه كدامشان ضامن اين [دعوى] اند
أَمْ لَهُمْ شُرَكَآءُ فَلْيَأْتُوا۟ بِشُرَكَآئِهِمْ إِن كَانُوا۟ صَٰدِقِينَ
يا مگر ايشان را انبازانى است- بتها و معبودانى جز خدا كه پشتيبان آنها باشند-؟! پس اگر راستگويند انبازان خويش بيارند،
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍۢ وَيُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
در روزى كه كار [بر كافران] سخت و دشوار شود، و آنان به سجود خوانده شوند ولى نتوانند
خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۖ وَقَدْ كَانُوا۟ يُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمْ سَٰلِمُونَ
در حالى كه ديدگانشان از ترس فروشده، خوارى و زبونى آنها را فرو گرفته است و همانا به سجود خوانده مىشدند و حال آنكه تندرست بودند- مى توانستند سجده كنند ولى اجابت نمىكردند-.
فَذَرْنِى وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
پس مرا با كسانى كه اين سخن- قرآن- را دروغ مىانگارند واگذار آنها را اندك اندك و پايه پايه از آنجا كه ندانند فرو گيريم- به هلاكت و نابودى كشانيم-.
وَأُمْلِى لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ
و آنان را مهلت دهم، كه تدبير من استوار است.
أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًۭا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍۢ مُّثْقَلُونَ
يا مگر از آنان مزدى مىخواهى كه از تاوان گرانبارند؟!
أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
يا مگر نزدشان علم غيب است كه [آن را] مىنويسند- و به ديگران مىدهند-؟!
فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌۭ
پس بر حكم پروردگار خود شكيبايى كن و مانند صاحب ماهى- يونس- مباش آنگاه كه با دلى پراندوه [در شكم ماهى] ندا داد.
لَّوْلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعْمَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ مَذْمُومٌۭ
اگر نه آن بود كه نعمتى- بخشايش و نيكو داشتى- از پروردگارش او را دريافت هر آينه به صحرايى بىگياه افكنده مىشد و نكوهيده مىبود.
فَٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ
پس پروردگارش او را برگزيد و از نيكان و شايستگانش ساخت.
وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَٰرِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجْنُونٌۭ
و هر آينه نزديك است آنان كه كافر شدند- چون قرآن را شنيدند- كه مىخواندى- تو را با چشمهاى خود بلغزانند و بيفكنند و مىگويند: همانا او ديوانه است-.
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ
و نيست اين [قرآن] مگر ياد و پندى براى جهانيان.