بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ نٓ ۚ وَٱلْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
نون. سوگند به قلم و آنچه مىنويسند
The Pen · 52 verses · Abolfazl Bahrampour.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ نٓ ۚ وَٱلْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
نون. سوگند به قلم و آنچه مىنويسند
مَآ أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍۢ
كه تو، به لطف پروردگارت، مجنون نيستى
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍۢ
و بىگمان، تو را پاداشى بىمنت [و بىپايان] خواهد بود
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍۢ
و به راستى تو بر خلق و خوى بس بزرگى هستى
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ
پس به زودى خواهى ديد و خواهند ديد
بِأَييِّكُمُ ٱلْمَفْتُونُ
كه كدام يك از شما مجنون است
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ
بىگمان، پروردگار تو كسى را كه از راه او منحرف شده، بهتر مىشناسد، و او به راهيافتگان داناتر است
فَلَا تُطِعِ ٱلْمُكَذِّبِينَ
پس از تكذيب كنندگان اطاعت مكن
وَدُّوا۟ لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ
[آنها] دوست دارند كه سازش كنى تا سازش كنند
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍۢ مَّهِينٍ
و از هيچ سوگند پيشه فرومايهاى اطاعت نكن
هَمَّازٍۢ مَّشَّآءٍۭ بِنَمِيمٍۢ
كه عيبجوست و براى خبرچينى [به هر جا] رونده است
مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
بسيار مانع خير، متجاوز و گناهپيشه است
عُتُلٍّۭ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ
گذشته از آن درشتخوى، بىتبار و بدنام است
أَن كَانَ ذَا مَالٍۢ وَبَنِينَ
به صرف اين كه مالدار و صاحب پسران است
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ
چون آيات ما بر او خوانده شود گويد: افسانههاى پيشينيان است
سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلْخُرْطُومِ
زودا كه بر بينىاش داغ نهيم [و رسوايش كنيم]
إِنَّا بَلَوْنَٰهُمْ كَمَا بَلَوْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا۟ لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ
ما آنها (مشركان) را گرفتار و مبتلا كرديم، همان گونه كه باغداران را گرفتار ساختيم، آنگاه كه سوگند خوردند كه: صبحگاهان آن [ميوههاى باغ] را [دور از چشم مستمندان] خواهيم چيد
وَلَا يَسْتَثْنُونَ
و استثنا نكردند (ان شاء اللّه نگفتند)
فَطَافَ عَلَيْهَا طَآئِفٌۭ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَآئِمُونَ
پس بلايى فراگير از جانب پروردگارت آن باغ را فراگرفت در حالى كه آنها خواب بودند
فَأَصْبَحَتْ كَٱلصَّرِيمِ
پس آن [باغ] همچون زمين باير گرديد
فَتَنَادَوْا۟ مُصْبِحِينَ
سپس صبحگاهان يكديگر را صدا زدند
أَنِ ٱغْدُوا۟ عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰرِمِينَ
كه بامدادان به سوى كشت خويش رويد اگر ميوه چينيد
فَٱنطَلَقُوا۟ وَهُمْ يَتَخَٰفَتُونَ
پس به راه افتادند و آهسته به هم مىگفتند
أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا ٱلْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌۭ
[مواظب باشيد] كه امروز فقيرى در آن جا بر شما وارد نشود
وَغَدَوْا۟ عَلَىٰ حَرْدٍۢ قَٰدِرِينَ
و به وقت صبح با قدرت بر منع [مستمندان] بيرون شدند
فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوٓا۟ إِنَّا لَضَآلُّونَ
پس همين كه آن [باغ سوخته] را ديدند گفتند: محققا ما راه گم كردهايم
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
بلكه ما محروم شدگانيم [و همه چيز را از دست دادهايم]
قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ
عاقلترشان گفت: آيا به شما نگفتم: چرا [خدا را] تسبيح نمىگوييد
قَالُوا۟ سُبْحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
گفتند: پروردگار ما منزه است، ما واقعا ستمگر بودهايم
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَلَٰوَمُونَ
پس بعضى بر بعضى روى كرده يكديگر را ملامت مىكردند
قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ
گفتند: اى واى بر ما! در حقيقت ما سركش بودهايم
عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًۭا مِّنْهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ
اميد است كه پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد، [زيرا] ما به پروردگارمان روى آوردهايم
كَذَٰلِكَ ٱلْعَذَابُ ۖ وَلَعَذَابُ ٱلْءَاخِرَةِ أَكْبَرُ ۚ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ
عذاب [دنيا] چنين است، و عذاب آخرت قطعا بزرگتر است اگر مىدانستند
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ
همانا براى پرهيزكاران نزد پروردگارشان بهشتهاى پرناز و نعمت است
أَفَنَجْعَلُ ٱلْمُسْلِمِينَ كَٱلْمُجْرِمِينَ
پس آيا ما مطيعان را چون بدكاران قرار مىدهيم
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
شما را چه شده است؟ چگونه داورى مىكنيد
أَمْ لَكُمْ كِتَٰبٌۭ فِيهِ تَدْرُسُونَ
آيا شما را كتابى است كه [اين حكم را] در آن مىخوانيد
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ
كه هر چه را شما انتخاب كنيد از آن شماست
أَمْ لَكُمْ أَيْمَٰنٌ عَلَيْنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۙ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ
آيا شما را تا روز قيامت بر عهدهى ما پيمانهاى مؤكدى است كه هر چه شما حكم كنيد حق شما باشد
سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ
از آنها بپرس: كدامشان ضامن اين [ادعا] يند
أَمْ لَهُمْ شُرَكَآءُ فَلْيَأْتُوا۟ بِشُرَكَآئِهِمْ إِن كَانُوا۟ صَٰدِقِينَ
آيا شريكانى دارند؟ پس بايد شريكان خود را بياورند اگر راست مىگويند
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍۢ وَيُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
روزى كه كار [بر كافران] سخت و دشوار شود و آنها [به تمسخر] به سجده فرا خوانده شوند ولى نتوانند
خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۖ وَقَدْ كَانُوا۟ يُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمْ سَٰلِمُونَ
ديدگانشان [هراسان] به زير افتد و ذلت و خوارى وجودشان را فرا گيرد، در حالى كه [در دنيا] به وقت تندرستى به سجده دعوت مىشدند [ولى ابا مىكردند]
فَذَرْنِى وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
پس مرا با كسى كه اين سخن [هاى قرآن] را تكذيب مىكند واگذار. ما به تدريج آنها را از آن جا كه نمىدانند گرفتار خواهيم ساخت
وَأُمْلِى لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ
و مهلتشان مىدهم كه نقشه من بسى محكم است
أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًۭا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍۢ مُّثْقَلُونَ
آيا از آنها مزدى مىخواهى كه از پرداخت آن [عاجز و] گرانبار شدهاند
أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
آيا [اسرار] غيب نزدشان است و آنها مىنويسند
فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌۭ
پس بر حكم پروردگارت شكيبايى كن و مانند آن همدم ماهى (يونس) مباش آنگاه كه [خدايش را] ندا داد و سخت غمگين بود
لَّوْلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعْمَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ مَذْمُومٌۭ
اگر رحمت پروردگارش به او نرسيده بود، قطعا ملامت شده به صحرا افكنده مىشد
فَٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ
سپس پروردگارش وى را برگزيد و از شايستگانش قرار داد
وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَٰرِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجْنُونٌۭ
و همانا كسانى كه كافر شدند، وقتى كه قرآن را شنيدند، نزديك بود تو را با چشمان [خشمگين] خود از جاى بركنند، و مىگويند: او حتما ديوانه است
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ
و حال آن كه [قرآن] جز تذكارى براى جهانيان نيست