مجتبوی
نون، سوگند به قلم و آنچه مىنويسند،
Compare up to three translations verse by verse.
نون، سوگند به قلم و آنچه مىنويسند،
كه تو به نعمت پروردگارت- نبوت و رسالت- ديوانه نيستى.
و هر آينه تو راست مزد بىپايان.
و هر آينه تويى بر خويى بس بزرگ.
پس زودا كه ببينى و آنها نيز ببينند،
كه كدامين شما ديوانه و شوريده است.
همانا پروردگارت داناتر است به كسى كه از راه او گم گشته و داناتر است به رهيافتگان.
پس دروغانگاران را فرمان مبر.
دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى كنند.
و هر بسيار سوگند خورنده خوار و بىارزشى را فرمان مبر،
كه عيبجو، بدگو، رونده به سخنچينى،
بازدارنده نيكى، از حد درگذرنده، گنهپيشه،
[و] پس از اين همه، سختدل و درشتخو و بىتبار است
از آن رو كه داراى مال و پسران است
چون آيات ما بر او خوانده شود گويد: افسانههاى پيشينيان است.
بر خرطوم- بينى- او داغ خواهيم نهاد.
ما آنها- اهل مكه- را بيازموديم- به آنها نعمت داديم ولى كفر ورزيدند- چنانكه خداوندان آن بوستان را آزموديم آنگاه كه سوگند خوردند كه هر آينه بامداد پگاه- پنهان از مستمندان- ميوه آن را خواهيم چيد
و استثنا نكردند- نگفتند اگر خداى خواهد-
پس شبانگاه كه خفته بودند آفتى از سوى پروردگارت بر گرد آن
پس مانند باغى شد كه ميوه آن چيده و بريده باشند- درختانش سوخته و سياه شد-.
پس بامدادان يكديگر را ندا دادند:
اگر ميوهچين هستيد پگاه به كشتزار خود در آييد.
پس به راه افتادند و با هم آهسته مىگفتند:
امروز مبادا درويشى در آن
و پگاه برفتند بدين آهنگ كه بر [چيدن و] منع درويشان توانايند.
پس چون آن را ديدند- خشك و سوخته- گفتند: هر آينه ما گمراهيم- اين باغ ما نيست-.
[نه،] بلكه ما ناكام شدهايم.
بهترينشان- به خِرَد و ميانهروى- گفت: آيا شما را نگفتم: چرا خداى را به پاكى ياد نمىكنيد؟
گفتند: پاك است پروردگار ما، همانا ما ستمكار بودهايم.
پس برخى از ايشان بر برخ ديگر سرزنشكنان روى آورده،
گفتند: واى بر ما، همانا ما سركش بودهايم.
اميد است پروردگار ما بهتر از آن را به ما باز دهد، ما به پروردگارمان گرايندهايم.
چنين است عذاب [اين جهانى]، و هر آينه عذاب آن جهان بزرگتر است، اگر مىدانستند.
همانا پرهيزگاران را نزد پروردگارشان بهشتهاى پرنعمت است.
پس آيا مسلمانان- گردننهادگان- را همچون بزهكاران مىسازيم- يكسان و برابر-؟!
شما را چيست؟! چگونه داورى مىكنيد؟!
يا مگر شما را كتابى است كه در آن مىخوانيد،
كه شما راست در آن [جهان] هر چه گزينيد؟!
يا مگر شما را بر ما پيمانهايى است رسا و پيوسته تا روز رستاخيز، كه هر چه حكم كنيد شما را باشد؟!
از آنها بپرس كه كدامشان ضامن اين [دعوى] اند
يا مگر ايشان را انبازانى است- بتها و معبودانى جز خدا كه پشتيبان آنها باشند-؟! پس اگر راستگويند انبازان خويش بيارند،
در روزى كه كار [بر كافران] سخت و دشوار شود، و آنان به سجود خوانده شوند ولى نتوانند
در حالى كه ديدگانشان از ترس فروشده، خوارى و زبونى آنها را فرو گرفته است و همانا به سجود خوانده مىشدند و حال آنكه تندرست بودند- مى توانستند سجده كنند ولى اجابت نمىكردند-.
پس مرا با كسانى كه اين سخن- قرآن- را دروغ مىانگارند واگذار آنها را اندك اندك و پايه پايه از آنجا كه ندانند فرو گيريم- به هلاكت و نابودى كشانيم-.
و آنان را مهلت دهم، كه تدبير من استوار است.
يا مگر از آنان مزدى مىخواهى كه از تاوان گرانبارند؟!
يا مگر نزدشان علم غيب است كه [آن را] مىنويسند- و به ديگران مىدهند-؟!
پس بر حكم پروردگار خود شكيبايى كن و مانند صاحب ماهى- يونس- مباش آنگاه كه با دلى پراندوه [در شكم ماهى] ندا داد.
اگر نه آن بود كه نعمتى- بخشايش و نيكو داشتى- از پروردگارش او را دريافت هر آينه به صحرايى بىگياه افكنده مىشد و نكوهيده مىبود.
پس پروردگارش او را برگزيد و از نيكان و شايستگانش ساخت.
و هر آينه نزديك است آنان كه كافر شدند- چون قرآن را شنيدند- كه مىخواندى- تو را با چشمهاى خود بلغزانند و بيفكنند و مىگويند: همانا او ديوانه است-.
و نيست اين [قرآن] مگر ياد و پندى براى جهانيان.