بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ
چون واقعه بزرگ [قيامت] واقع شود
The Inevitable · 96 verses · Baha'oddin Khorramshahi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ
چون واقعه بزرگ [قيامت] واقع شود
لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ
در وقوع آن دروغى نيست
خَافِضَةٌۭ رَّافِعَةٌ
هم فرو دارنده[ى كافران] است و هم فرادارنده[ى مؤمنان]
إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭا
آنگاه كه زمين به جنبشى سخت جنبانده شود
وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّۭا
و كوهها سخت خرد و ريز شود
فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭا
و همچون غبارى پراكنده گردد
وَكُنتُمْ أَزْوَٰجًۭا ثَلَٰثَةًۭ
و شما گروههاى سهگانهاى باشيد
فَأَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ
[يكى] اصحاب يمين، و چه حال دارند اصحاب يمين
وَأَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ
و [ديگرى] اصحاب شمال، و چه حال دارند اصحاب شمال
وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ
و [سومين] سابقان كه پيشتازانند
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْمُقَرَّبُونَ
اينانند كه مقرباند
فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ
در بهشتهاى پرناز و نعمت
ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ
گروهى بسيار از پيشينيان
وَقَلِيلٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ
و اندكى از واپسينان
عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّوْضُونَةٍۢ
بر تختهاى گوهرنشان
مُّتَّكِـِٔينَ عَلَيْهَا مُتَقَٰبِلِينَ
رودرروى هم بر آنها تكيه زدهاند
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌۭ مُّخَلَّدُونَ
جاودانه جوانان بر گرد آنان مىگردند
بِأَكْوَابٍۢ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۢ
همراه با كوزهها و ابريقها و جامهايى از شراب جارى
لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ
كه [بهشتيان] از آن سردرد نگيرند و بد مست نشوند
وَفَٰكِهَةٍۢ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ
و ميوههايى از آنچه بر مىگزينند
وَلَحْمِ طَيْرٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ
و گوشت مرغ از آنچه خوش دارند
وَحُورٌ عِينٌۭ
و حوريان چشم درشت
كَأَمْثَٰلِ ٱللُّؤْلُؤِ ٱلْمَكْنُونِ
كه همانندان مرواريد نهفتهاند
جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
اين پاداش كارى است كه كردهاند
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا تَأْثِيمًا
در آنجا [سخنان] بيهوده و [گزاف] گناهآلود نشنوند
إِلَّا قِيلًۭا سَلَٰمًۭا سَلَٰمًۭا
نشنوند مگر سخنى كه سلام است و سلام
وَأَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ
و اصحاب يمين چه حال دارند اصحاب يمين
فِى سِدْرٍۢ مَّخْضُودٍۢ
در جوار درختان سدر بىخار
وَطَلْحٍۢ مَّنضُودٍۢ
و موزهاى توبرتو
وَظِلٍّۢ مَّمْدُودٍۢ
و سايه گسترده
وَمَآءٍۢ مَّسْكُوبٍۢ
و آبى ريزان
وَفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ
و ميوه بسيار
لَّا مَقْطُوعَةٍۢ وَلَا مَمْنُوعَةٍۢ
كه نه پايانپذير است و نه بازداشته
وَفُرُشٍۢ مَّرْفُوعَةٍ
و دوشيزگان گرامى
إِنَّآ أَنشَأْنَٰهُنَّ إِنشَآءًۭ
ما ايشان را به ابداع آفريدهايم
فَجَعَلْنَٰهُنَّ أَبْكَارًا
و دوشيزهشان داشتهايم
عُرُبًا أَتْرَابًۭا
همسر دوست و هم سن و سال
لِّأَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ
خاص اصحاب يمين
ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ
جماعتى بسيار از پيشينيان
وَثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ
و جماعتى بسيار از واپسينان
وَأَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ
و اصحاب شمال، چه حال دارند اصحاب شمال
فِى سَمُومٍۢ وَحَمِيمٍۢ
در ميان آتشباد و آب جوشند
وَظِلٍّۢ مِّن يَحْمُومٍۢ
و سايهاى از دوده
لَّا بَارِدٍۢ وَلَا كَرِيمٍ
كه نه خنك است و نه خوش
إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ
ايشان پيش از اين نازپرورده بودند
وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ
بر گناه بزرگ مداومت مىكردند
وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
و مىگفتند آيا چون مرديم و خاك و استخوانها[ى پوسيده] شديم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ
و همچنين نياكان ما؟
قُلْ إِنَّ ٱلْأَوَّلِينَ وَٱلْءَاخِرِينَ
بگو كه پيشينيان و واپسينان
لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
براى موعد روزى معين گرد آيند
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلْمُكَذِّبُونَ
سپس شمايان اى گمراهان دروغ انگار [و اهل انكار]
لَءَاكِلُونَ مِن شَجَرٍۢ مِّن زَقُّومٍۢ
خورندگان از درخت زقوميد
فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ
و شكم انباران از آن
فَشَٰرِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْحَمِيمِ
و بر آن آب جوش آشامندگانيد
فَشَٰرِبُونَ شُرْبَ ٱلْهِيمِ
و مانند نوشيدن شتران عطش زده مىآشاميد
هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ ٱلدِّينِ
اين پيشكش ايشان در روز جزاست
نَحْنُ خَلَقْنَٰكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ
ما شما را آفريدهايم، پس چرا تصديق نمىكنيد؟
أَفَرَءَيْتُم مَّا تُمْنُونَ
آيا انديشيدهايد آنچه [از منى] را كه [در رحمها] مىريزيد
ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلْخَٰلِقُونَ
آيا شما آن را آفريدهايد يا ما آفرينندهايم
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ ٱلْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ
ما در ميان شما مرگ را مقدر داشتهايم، و ما درمانده نيستيم
عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَٰلَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِى مَا لَا تَعْلَمُونَ
كه همانندان شما را جانشين شما گردانيم، و شما را در هيئتى كه نمىدانيد باز آفرينيم
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ
و به راستى نشاه نخستين را شناختهايد، پس چرا پند نمىگيريد؟
أَفَرَءَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ
آيا انديشيدهايد در آنچه مىكاريد؟
ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلزَّٰرِعُونَ
آيا شما آن را مىرويانيد يا ما رويانندهايم؟
لَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنَٰهُ حُطَٰمًۭا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
اگر خواهيم آن را خرد و ريز گردانيم و شما حسرتزده شويد
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
[و گوييد] ما غرامت ديدگانيم
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
بلكه ما بىبهرگانيم
أَفَرَءَيْتُمُ ٱلْمَآءَ ٱلَّذِى تَشْرَبُونَ
آيا انديشيدهايد به آبى كه مىآشاميد؟
ءَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ ٱلْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنزِلُونَ
آيا شما آن را از ابر فرو فرستادهايد يا ما فرو فرستندهايم؟
لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنَٰهُ أُجَاجًۭا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ
اگر خواهيم آن را شور و تلخ گردانيم پس چرا سپاس نمىگزاريد؟
أَفَرَءَيْتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِى تُورُونَ
آيا انديشيدهايد به آتشى كه مىافروزيد؟
ءَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنشِـُٔونَ
آيا شما درختش را آفريدهايد يا ما آفرينندهايم؟
نَحْنُ جَعَلْنَٰهَا تَذْكِرَةًۭ وَمَتَٰعًۭا لِّلْمُقْوِينَ
ما آن را پندآموزى ساختهايم و توشهاى براى رهروان
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ
پس به نام پروردگارت كه بزرگ است تسبيح گوى
۞ فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ
سوگند مىخورم به منزلگاههاى ستارگان
وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
و آن اگر بدانيد سوگندى عظيم است
إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭ
آن قرآنى كريم است
فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢ
در كتابى نهفته
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَ
جز پاكيزگان به آن دسترس ندارند
تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
فرو فرستادهاى از سوى پروردگار جهانيان است
أَفَبِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ
آيا شما در كار اين سخن سستى مىورزيد؟
وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ
و سپاس روزيتان را چنان كردهايد كه [آن را] انكار مىكنيد
فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ
پس چرا چون جان به گلوگاه رسد
وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ
و شما در آن هنگام نظارهگريد
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ
و ما به آن [جان شما] از شما نزديكتريم ولى شما به چشم بصيرت نمىنگريد
فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ
پس چرا اگر شما جزا دادنى نيستيد
تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
اگر راست مىگوييد چرا آن را باز نمىگردانيد؟
فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
سپس آنگاه اگر از مقربان باشد
فَرَوْحٌۭ وَرَيْحَانٌۭ وَجَنَّتُ نَعِيمٍۢ
رهايش و گشايش است و بهشت پرناز و نعمت
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ
و اما اگر از اصحاب يمين باشد
فَسَلَٰمٌۭ لَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ
پس سلام بر تو باد از اصحاب يمين
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ
و اما اگر از منكران گمراه باشد
فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ
پيشكش [او] از آبجوشان است
وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ
و ورود به جهنم
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِ
اين همانا حقاليقين است
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ
پس به نام پروردگارت كه بزرگ است، تسبيح بگوى