بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ
ساعت نزدیک شد و ماه (فرو) شکافت.
The Moon · 55 verses · Mohammad Sadeqi Tehrani.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ
ساعت نزدیک شد و ماه (فرو) شکافت.
وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةًۭ يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌۭ مُّسْتَمِرٌّۭ
و اگر نشانهای بینند روی گردانند و گویند: «سحری همیشگی است.»
وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍۢ مُّسْتَقِرٌّۭ
و تکذیب نمودند و هوسهای خویش را پیروی کردند. و هر امری [:فرمان، کار و چیزی] قرارگیرنده است.
وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ
و همواره بهراستی از اخبار مهم آنچه را جایگاه انزجار (از کفر) است به ایشان رسید.
حِكْمَةٌۢ بَٰلِغَةٌۭ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ
حکمتیرسا(ست). پس ترسانندگان بینیاز(شان) نمیکنند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍ
پس روزی که داعیِ (حق) سوی امری دهشتناک (و ناشناخته) دعوت میکند، از آنان روی برتاب.
خُشَّعًا أَبْصَٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭ
در حالی که دیدگانشان بسی فروهشته است، چون ملخهای پراکنده از گورها(ی خود) بر میآیند.
مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌۭ
سوی آن دعوتگر، چشم دوخته و نگرانند. کافران میگویند: «این روزی دشوار است.»
۞ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌۭ وَٱزْدُجِرَ
پیش از آنان، قوم نوح (نیز) به تکذیب پرداختند. پس بندهی ما را تکذیب کردند و گفتند: «دیوانهای است.» و بسی زجرکشیده.
فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌۭ فَٱنتَصِرْ
پس پروردگارش را خواند که: «بسی مغلوب شدهام؛ پس بس یاری(ام) فرمای!»
فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍۢ مُّنْهَمِرٍۢ
پس درهای آسمان را به آبی بس ریزان و فراوان (بر سروسامانشان) گشودیم.
وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًۭا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ قَدْ قُدِرَ
و زمین را با انفجاری سراسری تبدیل به چشمههایی کردیم. پس آب (فراگیر) بر کاری که بهراستی مقدر شده بود در رسید.
وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍۢ وَدُسُرٍۢ
و او را بر (کشتیِ) دارای الوارهای میخآجین سوار کردیم.
تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءًۭ لِّمَن كَانَ كُفِرَ
حال آنکه (کشتی) زیر نظرهای (علم و توان و حکمت) ما روان است. (این) پاداش کسی بود که مورد انکار واقع شده بود.
وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةًۭ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و بهراستی آن (سفینه) را بیچون (بر جایی) نهادیم (تا) عبرتی مستمر (باشد)؛ پس آیا هیچ پندگیرندهای هست؟
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس چگونه بود عذابم و هشداردهندگان (از سوی) من؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و قرآن را بیگمان برای هشداری آسان کردیم. پس آیا هیچ پندگیرندهای هست؟
كَذَّبَتْ عَادٌۭ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
عادیان به تکذیب پرداختند. پس چگونه بود عذابم و هشداردهندگان (از سوی) من؟
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا صَرْصَرًۭا فِى يَوْمِ نَحْسٍۢ مُّسْتَمِرٍّۢ
ما بیگمان بر (سر و سامان)شان در روز شومی، به طور مداوم، تند بادی سخت سردِ توفنده فرو فرستادیم،
تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍۢ مُّنقَعِرٍۢ
(که) مردم را از جای میکَنَد؛ گویی تنههای نخلی بودند که ریشه کن شدهاند.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس چگونه بود عذاب من و هشداردهندگان (از سوی) من؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و ما قرآن را بیگمان برای پندگیری بس آسان کردیم؛ پس آیا هیچ پندگیرندهای هست؟
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ
ثمودیان بهوسیلهی هشداردهندگان (همانان را) تکذیب کردند.
فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًۭا مِّنَّا وَٰحِدًۭا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّفِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍ
پس گفتند: «آیا بشری از خودمان را (که) تنها (و بییار و گواه است) پیروی کنیم؟ در این صورت، ما همواره در گمراهی و آتشباری هستیم.»
أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌۭ
«آیا از میان ما این یادواره (تنها) بر او القا شده است؟ (نه،) بلکه او بس دروغپردازی بس خوشحال (و خودپسند) است.»
سَيَعْلَمُونَ غَدًۭا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ
زودا خواهید دانست چه کسی بس دروغپردازی، بس خوشحال است.
إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةًۭ لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ
ما همواره برای آزمایش آتشینشان (آن) ماده شتر را فرستندهایم. پس (به صالح گفتیم:) «منتظرشان باش و بسی شکیبایی کن.»
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍۢ مُّحْتَضَرٌۭ
«و به آنان (این) خبر مهم را بده که آب میانشان قسمت شده است: هرکدام را آشامیدنی (به نوبت آمده) و حاضر شده است.»
فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ
پس (سرکردهی) همگامشان را ندا در دادند. پس او شمشیر برگرفت و (شتر را) پی کرد و از پا درآورد.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس چگونه بود عذابم و هشداردهندگان (از سوی) من؟
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ
ما بر (سر و سامان)شان یک بانگ (مرگبار) فرو فرستادیم و چون گیاه خشکیده(ی کومهها) ریز ریز و آماده(ی سوختن یا خوردن حیوانات) شدند.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و ما همواره قرآن را برای پندگیری(شان) آسان کردیم؛ پس آیا پند گیرندهای هست؟
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ
قوم لوط با هشداردهندگان (همانها و ما را) را تکذیب کردند.
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍۢ ۖ نَّجَّيْنَٰهُم بِسَحَرٍۢ
ما بر (سر و سامان)شان سنگبارانی انفجاری فرو فرستادیم (و) فقط خانوادهی لوط بودند که سحرگاهان نجاتشان دادیم.
نِّعْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ
حال آنکه نعمتی از جانب ما بود. هر که پاس و سپاس دارد، بدینسان (او را) پاداش میدهیم.
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ
و (لوط) آنها را همواره از حملهی ناگهانیمان سخت بیم داده بود. پس دربارهی تهدیدکنندگان تردید کرده، به جدال برخاستند.
وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
و همواره از مهمان(های) او با حیله و مراوده بسی کام دل خواستند. پس فروغ دیدگانشان را ستردیم. پس عذاب مرا و هشداردهندگان مرا بچشید.
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌۭ مُّسْتَقِرٌّۭ
و بهراستی صبحگاهان بیامان عذابی ماندنی به سراغ آنان آمد.
فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
عذاب و هشداردهندگان مرا بچشید.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و بیگمان قرآن را برای هشدار آسان کردیم؛ پس آیا هیچ هشدارگیرندهای هست؟
وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ
و بهدرستی هشداردهندگان سوی فرعونیان آمدند.
كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ
(اما آنها) با همهی نشانههای ما (همانها و ما را) تکذیب کردند. پس ما با عزت و اقتدار (گریبان) آنان را فرو گرفتیم.
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌۭ مِّنْ أُو۟لَٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌۭ فِى ٱلزُّبُرِ
آیا کافرانتان، از اینان (که برشمردیم) برترند، یا شما را در نوشتهها(ی وحیانیتان) خط امانی (از تکلیف و عذاب) است؟
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌۭ مُّنتَصِرٌۭ
یا میگویند: «ما با یکدیگر پیوند و جمعایم (که) از هم کمک یافته (و در نتیجه) چیرهایم!»
سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ
زودا که این جمع در هم شکسته شوند و پشت کنند.
بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ
بلکه موعدشان، ساعت [:قیامت] است و ساعت، هراسناکتر و تلختر است.
إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍۢ
مجرمان بیگمان در گمراهی و آتشِ زبانهدارند.
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ
روزی که در آتش به رو کشیده میشوند (و به آنان گفته شود:) «لهیب آتشسوزان (کبود کنندهی چهره و هلاکتبار) را بچشید و احساسش کنید.»
إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَٰهُ بِقَدَرٍۢ
بهراستی ما هر چیزی را به اندازهای (حکیمانه و آگاهانه) آفریدهایم.
وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌۭ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ
و فرمان ما جز یک (اراده) نیست، (آن هم) چون چشم بر هم زدنی (یا کمتر).
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و همواره (هممسلکان و) همراهانتان را سخت به هلاکت رساندیم. پس آیا هشدارگیرندهای هست؟
وَكُلُّ شَىْءٍۢ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ
و هر چه کردند در کتابها(ی اعمالشان و کتاب علم خدا) درج است.
وَكُلُّ صَغِيرٍۢ وَكَبِيرٍۢ مُّسْتَطَرٌ
و هر خُرد و بزرگی (در آن) به خوبی نوشته شده است.
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَهَرٍۢ
همواره پرهیزگاران در میان باغها و نهرها،
فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍۢ مُّقْتَدِرٍۭ
در نشستگاهی راستین نزد شاهنشاهی توانمندند.