بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَيْلٌۭ لِّلْمُطَفِّفِينَ
واى بر كم فروشان
Defrauding · 36 verses · Abolfazl Bahrampour.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَيْلٌۭ لِّلْمُطَفِّفِينَ
واى بر كم فروشان
ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكْتَالُوا۟ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسْتَوْفُونَ
آنان كه چون از مردم پيمانه بستانند، تمام مىستانند
وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ
و چون به ديگران پيمانه دهند يا وزن كنند، كم مىدهند
أَلَا يَظُنُّ أُو۟لَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ
آيا آنان فكر نمىكنند كه برانگيخته مىشوند
لِيَوْمٍ عَظِيمٍۢ
براى روزى بزرگ
يَوْمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان بايستند
كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلْفُجَّارِ لَفِى سِجِّينٍۢ
چنين نيست [كه خيال مىكنند،] مسلما كارنامه بدكاران در «سجّين» است
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سِجِّينٌۭ
و تو چه مىدانى «سجّين» چيست
كِتَٰبٌۭ مَّرْقُومٌۭ
كارنامهاى است نوشته و خوانا [كه مجازات اعمال در آن است]
وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ
واى در آن روز بر تكذيب كنندگان
ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ
همانان كه روز جزا را دروغ مىپندارند
وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
و تنها كسانى آن را انكار مىكنند كه متجاوز و گنهكارند
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ
هنگامى كه آيات ما بر او خوانده شود، گويد: افسانه پيشينيان است
كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ
چنين نيست [كه مىپندارند،] بلكه اعمالشان زنگارى بر دلهاشان گرديده است
كَلَّآ إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍۢ لَّمَحْجُوبُونَ
چنين نيست [كه مىپندارند،] البته آنها در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند
ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُوا۟ ٱلْجَحِيمِ
سپس آنها قطعا به آتش جهنم مىسوزند
ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ
آنگاه به آنها گفته مىشود: اين همان چيزى است كه آن را دروغ مىشمرديد
كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلْأَبْرَارِ لَفِى عِلِّيِّينَ
نه! چنين نيست [كه مىپندارند]، بىترديد كارنامه نيكان در «عليين» است
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا عِلِّيُّونَ
و تو چه مىدانى «عليين» چيست
كِتَٰبٌۭ مَّرْقُومٌۭ
كارنامهاى نوشته و خوانا است [كه پاداش نيكان در آن است]
يَشْهَدُهُ ٱلْمُقَرَّبُونَ
كه مقربان آن را مىبينند [و بدان گواهى مىدهند]
إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ
همانا نيكان در ناز و نعمتند
عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ
بر تختها تكيه كرده تماشا مىكنند
تَعْرِفُ فِى وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ ٱلنَّعِيمِ
در چهرههايشان طراوت و خرمى نعمت را مىيابى
يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍۢ مَّخْتُومٍ
از مى صاف سر بستهاى سيراب شوند
خِتَٰمُهُۥ مِسْكٌۭ ۚ وَفِى ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ ٱلْمُتَنَٰفِسُونَ
كه مهر آن از مشك است، و مشتاقان بايد در آن رقابت كنند
وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسْنِيمٍ
و تركيب آن از چشمه «تسنيم» است
عَيْنًۭا يَشْرَبُ بِهَا ٱلْمُقَرَّبُونَ
چشمهاى كه مقربان از آن مىنوشند
إِنَّ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟ كَانُوا۟ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يَضْحَكُونَ
همانا بدكاران پيوسته به كسانى كه ايمان آورده بودند مىخنديدند
وَإِذَا مَرُّوا۟ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ
و چون بر آنان مىگذشتند به يكديگر چشمك مىزدند
وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَهْلِهِمُ ٱنقَلَبُوا۟ فَكِهِينَ
و وقتى به سوى كسان خويش باز مىگشتند [از ريشخند خود] شاد بودند
وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَضَآلُّونَ
و هر وقت آنها را مىديدند مىگفتند: اينان بىترديد گمراهند
وَمَآ أُرْسِلُوا۟ عَلَيْهِمْ حَٰفِظِينَ
در حالى كه آنها به نگهبانى مؤمنان فرستاده نشده بودند
فَٱلْيَوْمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنَ ٱلْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ
ولى امروز آنها كه ايمان آوردهاند، به كفار مىخندند
عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ
بر تختها تكيه كرده تماشا مىكنند
هَلْ ثُوِّبَ ٱلْكُفَّارُ مَا كَانُوا۟ يَفْعَلُونَ
[حال] آيا كفار پاداش كردار خود را گرفتند