بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا
سوگند به آن صفزدگان- فرشتگان صفكشيده- كه [به طاعت و بندگى] صف زدهاند.
Those Who Set the Ranks · 182 verses · Sayyed Jalaloddin Mojtabavi.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا
سوگند به آن صفزدگان- فرشتگان صفكشيده- كه [به طاعت و بندگى] صف زدهاند.
فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭا
سوگند به آن رانندگان كه سخت مىرانند- فرشتگانى كه ابرها يا ديوان را مىرانند-.
فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًا
و سوگند به آن خوانندگان ياد و پند- آيات قرآن-
إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭ
كه هر آينه خداى شما يكى است
رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِ
خداوند آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست و خداوند خاورها- جايهاى برآمدن آفتاب و ستارگان-.
إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِ
همانا ما آسمان دنيا- نزديكتر- را به زيور ستارگان بياراستيم،
وَحِفْظًۭا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ مَّارِدٍۢ
و از هر ديو سركش و نافرمان نگاه داشتيم،
لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍۢ
كه نمىتوانند به [گفتار] گروه والاتر- فرشتگان عالم بالا- گوش فرا دارند، و از هر سو [با شهابها] تير انداخته شوند
دُحُورًۭا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ وَاصِبٌ
تا رانده و دور گردند، و آنان راست عذابى پيوسته و هميشه
إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ ثَاقِبٌۭ
مگر آن كس [از ديوان] كه سخنى [از سخنان فرشتگان عالم بالا] را دزدانه بربايد، پس شهابى از پى او افتد و به او رسد.
فَٱسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَآ ۚ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّن طِينٍۢ لَّازِبٍۭ
از آنها- مشركان- بپرس كه آنان در آفرينش سختتر و دشوارترند يا آن چيزها [ى ديگر] كه آفريديم- فرشتگان و آسمانها و زمين و ...-، ما آنها را از گِلى چسبنده آفريدهايم.
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ
بلكه تو شگفتى نمودى- از ايمان نياوردنشان- و آنها مسخره مىكنند.
وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا يَذْكُرُونَ
و چون پند داده شوند، ياد نكنند و پند نپذيرند.
وَإِذَا رَأَوْا۟ ءَايَةًۭ يَسْتَسْخِرُونَ
و چون نشانهاى ببينند به ريشخند گيرند.
وَقَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ
و گويند: اين جز جادويى آشكار نيست.
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
آيا چون بمُرديم و خاك و استخوانى چند شديم باز برانگيخته مىشويم؟!
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ
و آيا پدران پيشين ما نيز [برانگيخته مىشوند]؟
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَٰخِرُونَ
بگو: آرى، و شما خوار و درمانده باشيد.
فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ
پس جز اين نيست كه آن
وَقَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ ٱلدِّينِ
و گويند: اى واى بر ما، اين روز حساب و پاداش است.
هَٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ
[گفته شود:] اين، روز جدايى [نيكوكاران از بدكاران]- يا روز داورى- است كه آن را دروغ مىانگاشتيد.
۞ ٱحْشُرُوا۟ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَأَزْوَٰجَهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ
[اى فرشتگان،] كسانى را كه ستم كردند- مشركان- و همانندانشان- همراهانشان از ديوان- گرد آوريد، و آنچه را مىپرستيدند
مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْجَحِيمِ
به جاى خدا، و آنها را به راه دوزخ راه نماييد.
وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُم مَّسْـُٔولُونَ
و بازداريدشان كه آنان پرسش خواهند شد.
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ
شما را چيست كه يكديگر را يارى نمىكنيد؟
بَلْ هُمُ ٱلْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ
[نه،] بلكه آنها امروز [به عذاب خداى] گردننهادگانند.
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ
و برخى از ايشان بر برخى ديگر- پيروان و پيشوايان- روى كرده يكديگر را مىپرسند.
قَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ ٱلْيَمِينِ
[پيروان به پيشوايان] گويند: شما بوديد كه از جانب راست- كه نشانه خير و نيكبختى مىپنداشتيم- بر ما درمىآمديد.
قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
[پيشوايان] گويند: [نه،] بلكه شما خود مؤمن نبوديد
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَٰنٍۭ ۖ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَٰغِينَ
و ما را بر شما هيچ دستى و تسلطى نبود، بلكه شما خود گروهى سركش بوديد.
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ ۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ
پس گفتار پروردگارمان- وعده عذاب- بر ما سزا شد كه ما چشندگان عذابيم
فَأَغْوَيْنَٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ
شما را گمراه كرديم زيرا كه خود گمراه بوديم.
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍۢ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ
پس بىگمان همه ايشان در آن روز در عذاب شريكند.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ
همانا ما با بزهكاران- مشركان- چنين مىكنيم
إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ
آنان بودند كه چون به آنها گفته مىشد خدايى جز خداى يكتا نيست بزرگمنشى و گردنكشى مىكردند.
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍۢ مَّجْنُونٍۭ
و مىگفتند: آيا ما از بهر شاعرى ديوانه دست از خدايان خويش بداريم!
بَلْ جَآءَ بِٱلْحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلْمُرْسَلِينَ
بلكه [آن پيامبر] به حق آمد- يا حق را آورد- و [ديگر] پيامبران را باور داشت.
إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِ
هر آينه شما چشنده عذاب دردناك خواهيد بود.
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
و جز آنچه مىكرديد پاداش داده نشويد.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان ويژه و برگزيده خداى،
أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ رِزْقٌۭ مَّعْلُومٌۭ
كه ايشان راست روزى معلوم،
فَوَٰكِهُ ۖ وَهُم مُّكْرَمُونَ
ميوهها [از هر گونه]، و ايشان گرامىداشتگان و نواختگانند،
فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ
در بهشتهاى پر نعمت
عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ
بر تختهايى روياروى هم
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۭ
جامى از نوشيدنى پاكيزه بر آنان مىگردانند،
بَيْضَآءَ لَذَّةٍۢ لِّلشَّٰرِبِينَ
سپيد و روشن، خوشگوار براى آشامندگان
لَا فِيهَا غَوْلٌۭ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ
نه در آن تباهى و بىخردى است و نه از آن مست شوند.
وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ عِينٌۭ
و نزد ايشان زنان ديده فروهشته درشتچشم باشند،
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌۭ مَّكْنُونٌۭ
كه گويى تخمهاى شترمرغاند پوشيده.
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ
پس برخى از ايشان- بهشتيان- پرسشكنان روى به برخى ديگر كنند
قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌۭ
گويندهاى از ايشان گويد: همانا مرا [در دنيا] همنشينى بود،
يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُصَدِّقِينَ
كه مىگفت: آيا تو از باوردارندگانى- به رستاخيز-؟
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ
آيا چون بمرديم و خاك و استخوانى چند شديم، آيا ما را پاداش و كيفر مىدهند؟
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ
[سپس] گويد: آيا شما فرو مىنگريد- تا آن همنشين را ببينيد-؟
فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِ ٱلْجَحِيمِ
پس بنگرد و او را در ميان دوزخ ببيند.
قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ
گويد: به خدا سوگند هر آينه نزديك بود كه مرا به هلاكت افكنى.
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ
و اگر نيكويى و بخشايش پروردگارم نبود هر آينه من هم از حاضرشدگان [در دوزخ] بودم
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ
[آنگاه از فرط خوشحالى گويد:] پس آيا ما ديگر نخواهيم مرد؟
إِلَّا مَوْتَتَنَا ٱلْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
مگر همان مرگ نخستين خود [كه گذشت] و ما از عذابشدگان نيستيم؟
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ
هر آينه اين است پيروزى و كاميابى بزرگ.
لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ ٱلْعَٰمِلُونَ
براى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند.
أَذَٰلِكَ خَيْرٌۭ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ
آيا اين براى پذيرايى و مهمانى بهتر است يا درخت زقوم [كه در ميان دوزخ رسته است]؟
إِنَّا جَعَلْنَٰهَا فِتْنَةًۭ لِّلظَّٰلِمِينَ
همانا آن
إِنَّهَا شَجَرَةٌۭ تَخْرُجُ فِىٓ أَصْلِ ٱلْجَحِيمِ
آن درختى است كه در بن دوزخ مىرويد.
طَلْعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ
خوشه و بار آن [از زشتى] گويى سرهاى ديوان است
فَإِنَّهُمْ لَءَاكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ
پس همانان- دوزخيان- از آن بخورند و شكمها را از آن پر كنند.
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًۭا مِّنْ حَمِيمٍۢ
آنگاه براى آنان بر بالاى آن [طعام] آميزهاى است از آب جوشان.
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى ٱلْجَحِيمِ
سپس هر آينه بازگشتشان به دوزخ است
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا۟ ءَابَآءَهُمْ ضَآلِّينَ
كه آنان پدران خود را گمراه يافتند،
فَهُمْ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ يُهْرَعُونَ
پس بر پى آنان مىشتافتند.
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ ٱلْأَوَّلِينَ
و هر آينه پيش از آنها بيشتر پيشينيان گمراه شدند.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ
و هر آينه در ميان ايشان بيمكنندگان فرستاديم.
فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَ
پس بنگر كه سرانجام آن بيمشدگان چگونه بود.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان ويژه و برگزيده خداى.
وَلَقَدْ نَادَىٰنَا نُوحٌۭ فَلَنِعْمَ ٱلْمُجِيبُونَ
و هر آينه نوح ما را بخواند، پس چه نيك پاسخدهنده بوديم.
وَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ
و او و كسانش- خاندان و پيروانش- را از اندوه بزرگ- عذاب طوفان- رهانيديم.
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَ
و فرزندان او را بازماندگان گردانيديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و از او نام و ثناى نيك- يا نام و دعوت او را- در ميان پسينيان باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ
سلام بر نوح در ميان جهانيان.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مىدهيم
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ
همانا او از بندگان مؤمن ما بود.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس ديگران را غرق كرديم.
۞ وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبْرَٰهِيمَ
و هر آينه از پيروان او ابراهيم بود.
إِذْ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍ
آنگاه كه با دلى پاك و رسته به سوى پروردگار خويش آمد.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَاذَا تَعْبُدُونَ
هنگامى كه به پدر- سرپرست- و قوم خود گفت: اين چيست كه مىپرستيد؟
أَئِفْكًا ءَالِهَةًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ
آيا به جاى خداى يكتا خدايانى دروغين- بتان- را مىخواهيد؟
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
پس گمان شما به پروردگار جهانيان چيست؟
فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ
پس با نگاهى به ستارگان درنگريست.
فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ
و آنگاه گفت: همانا من بيمارم.
فَتَوَلَّوْا۟ عَنْهُ مُدْبِرِينَ
پس، از او روى گردانده برگشتند.
فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ
پس پنهانى به سوى خدايانشان رفت و گفت: آيا چيزى نمىخوريد؟
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ
شما را چيست كه سخن نمىگوييد؟
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًۢا بِٱلْيَمِينِ
پس نهانى بر آنها با دست راست- به قوت- ضربتى زد.
فَأَقْبَلُوٓا۟ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ
و آنان شتابان به نزد او آمدند.
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ
گفت: آيا آنچه را خود مى تراشيد مىپرستيد؟
وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ
و حال آنكه خداوند شما را و آنچه مىكنيد بيافريد.
قَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ
[نمرود و قومش] گفتند: برايش بنائى سازيد و او را در آتش اندازيد.
فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَ
و براى او نيرنگ و ترفندى خواستند، پس آنان را فروتر ساختيم.
وَقَالَ إِنِّى ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّى سَيَهْدِينِ
و [ابراهيم] گفت: همانا من به سوى پروردگار خويش روندهام- از ميان شما هجرت مى كنم-، كه او مرا راه خواهد نمود.
رَبِّ هَبْ لِى مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ
پروردگار، مرا [فرزندى] از نيكان و شايستگان ببخش.
فَبَشَّرْنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٍۢ
پس او را به پسرى بردبار- اسماعيل- مژده داديم.
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ
و چون [پسر] به حد كار و كوشش با وى- پدر- رسيد، گفت: اى پسركم، من در خواب مىبينم كه تو را گلو مىبرم، بنگر تا رأى تو چيست؟ گفت: اى پدر من، آنچه فرمان يافتهاى بكن، كه اگر خداى خواهد مرا از شكيبايان خواهى يافت.
فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ
پس چون هر دو [فرمان خداى را] گردن نهادند و او را بر پيشانى بيفكند ...،
وَنَٰدَيْنَٰهُ أَن يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ
و او را ندا داديم كه اى ابراهيم،
قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
بدرستى كه آن خواب را راست كردى. همانا ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم.
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُ
هر آينه اين آزمايشى روشن و آشكار بود.
وَفَدَيْنَٰهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍۢ
و او را به ذبحى- گوسفندى- بزرگ باز خريديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و از او نام و ثنا- يا دعوت به حق- در ميان پسينيان باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ
سلام بر ابراهيم.
كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
ما نيكوكاران را بدين گونه پاداش مىدهيم.
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ
همانا او از بندگان مؤمن ما بود.
وَبَشَّرْنَٰهُ بِإِسْحَٰقَ نَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ
و او را به اسحاق، پيامبرى از نيكان و شايستگان، مژده داديم.
وَبَٰرَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰٓ إِسْحَٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌۭ وَظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ مُبِينٌۭ
و بر او و بر اسحاق بركت داديم، و از فرزندان ايشان برخى نيكوكارند و برخى ستمكارى آشكار بر خويشتن.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
و هر آينه بر موسى و هارون منت نهاديم- به قطع گزندها و آسيبها از ايشان، يا به نعمت نبوت-.
وَنَجَّيْنَٰهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ
و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم.
وَنَصَرْنَٰهُمْ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ
و ياريشان كرديم تا چيره و پيروز شدند.
وَءَاتَيْنَٰهُمَا ٱلْكِتَٰبَ ٱلْمُسْتَبِينَ
و كتابى روشن و روشنگر بداديمشان.
وَهَدَيْنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ
و هر دو را راه راست بنموديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و برايشان نام و ثناى نيك در پسينيان باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
سلام بر موسى و هارون.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
همانا ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم.
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ
زيرا كه هر دو از بندگان مؤمن ما بودند.
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
و همانا الياس از پيامبران بود.
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه به قوم خود گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
أَتَدْعُونَ بَعْلًۭا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ ٱلْخَٰلِقِينَ
آيا بت بعل را مىخوانيد- مىپرستيديد- و نيكوترين آفرينندگان را وا مىگذاريد؟
ٱللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ
همان خداى را، كه پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست.
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
پس او را دروغگو شمردند، و هر آينه آنان حاضرشدگانند- براى عذاب-.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان ويژه و برگزيده خداى.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و براى او نام و ثناى نيك در پسينيان باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلْ يَاسِينَ
سلام بر الياس.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
همانا ما نيكوكاران را چنين پاداش مى دهيم،
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ
زيرا كه او از بندگان مؤمن ما بود.
وَإِنَّ لُوطًۭا لَّمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
و هر آينه لوط از پيامبران بود.
إِذْ نَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
آنگاه كه او و همه خاندان او را رهانيديم،
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ
مگر پيرزنى را در ميان بازماندگان- عذابشدگان-.
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس آن ديگران را هلاك كرديم.
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ
و هر آينه شما [اى قريش،] بامدادان بر [ويرانه] آنان مىگذريد- هنگامى كه كاروانهاى شما از حجاز به شام سفر مىكنند-
وَبِٱلَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
و شامگاهان نيز، آيا خرد را كار نمىبنديد؟
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
و هر آينه يونس از پيامبران بود.
إِذْ أَبَقَ إِلَى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ
آنگاه كه به آن كشتى پُر و گرانبار- آكنده از مردم و كالا- گريخت.
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلْمُدْحَضِينَ
پس با آنها قرعه افكند و مغلوب شد- قرعه بر او افتاد-.
فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌۭ
پس آن ماهى او را بلعيد و او در خور سرزنش بود- يا ملامتكننده خود بود-.
فَلَوْلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُسَبِّحِينَ
پس اگر نه اين بود كه وى از تسبيحگويان بود،
لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
هر آينه تا روزى كه [مردم] برانگيخته مىشوند در شكم آن مىماند- يعنى شكم آن ماهى گور او مىشد-.
۞ فَنَبَذْنَٰهُ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٌۭ
پس او را در حالى كه بيمار بود به بيابان- دشت خشك و بىگياه- بينداختيم.
وَأَنۢبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةًۭ مِّن يَقْطِينٍۢ
و بر [سر] او كدوبنى رويانيديم.
وَأَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ
و او را به سوى صد هزار يا بيشتر- مردم نينوا- فرستاديم- يعنى دو باره پس از بيرون آمدن از شكم ماهى-.
فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ
پس ايمان آوردند و تا هنگامى- تا زنده بودند- برخوردارشان كرديم.
فَٱسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ ٱلْبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلْبَنُونَ
از ايشان بپرس، آيا پروردگار تو را دختران باشد و آنان را پسران؟!- مشركان مىگفتند كه فرشتگان دختران خدايند-.
أَمْ خَلَقْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثًۭا وَهُمْ شَٰهِدُونَ
يا مگر آنان حاضر و گواه بودند كه ما فرشتگان را دخترانى آفريديم؟!
أَلَآ إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ
آگاه باش كه آنها از دروغپردازيشان است كه مىگويند:
وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ
خدا فرزند زاد، و هر آينه آنها دروغگويند.
أَصْطَفَى ٱلْبَنَاتِ عَلَى ٱلْبَنِينَ
آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيد؟!
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
چيست شما را، چگونه حكم مىكنيد؟- آنچه را خود نمىپسنديد به خدا نسبت مىدهيد!-.
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
آيا ياد نمىكنيد و پند نمىگيريد؟
أَمْ لَكُمْ سُلْطَٰنٌۭ مُّبِينٌۭ
يا مگر شما را حجتى روشن است؟
فَأْتُوا۟ بِكِتَٰبِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
پس كتاب خود را [كه از آنجا مىگوييد] بياريد، اگر راستگوييد.
وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
و ميان او
سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
پاك است خداى از آنچه وصف مىكنند.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان ويژه و برگزيده خداى.
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ
همانا شما و آنچه مىپرستيد- بتان-،
مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَٰتِنِينَ
نيستيد بر او
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ ٱلْجَحِيمِ
مگر كسى را كه به آتش دوزخ در آيد- دوزخى باشد-.
وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٌۭ مَّعْلُومٌۭ
و از ما [فرشتگان] هيچ كس نيست مگر او را جايگاهى است معلوم.
وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلصَّآفُّونَ
و هر آينه ماييم صف زدگان [براى طاعت].
وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلْمُسَبِّحُونَ
و همانا ماييم تسبيحگويان.
وَإِن كَانُوا۟ لَيَقُولُونَ
و هر آينه [كافران مكه] مىگفتند:
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ
اگر نزد ما كتابى و پندى از پيشينيان بود- يعنى مانند آنان كتاب آسمانى داشتيم-،
لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ
هر آينه بندگان ويژه خدا مىبوديم.
فَكَفَرُوا۟ بِهِۦ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
پس به آن- قرآن- كافر شدند، و زودا كه [سرانجام گمراهى خويش را] بدانند.
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلْمُرْسَلِينَ
و هر آينه سخن ما براى بندگان فرستادهمان پيشى گرفته است،
إِنَّهُمْ لَهُمُ ٱلْمَنصُورُونَ
كه همانا ايشان يارىشدگانند.
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ
و هر آينه سپاه ما- پيروان انبياء- چيره و پيروزند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ
پس تا مدتى- هنگام يارى ما- از آنان روى بگردان.
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ
و [اينك] آنان را بنگر- تا هنگام انتقام بازشناسى-، پس بزودى [وبال كفر خود را] خواهند نگريست.
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ
آيا عذاب ما را به شتاب مىخواهند؟
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلْمُنذَرِينَ
و چون [عذاب] به درگاه سراى آنها فرود آيد، پس بدا بامداد آن بيمشدگان.
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ
و از آنان تا هنگامى روى بگردان.
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ
و بنگر، پس آنها نيز خواهند نگريست.
سُبْحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
پاك است پروردگار تو، خداوند عزت- بزرگى و نيرو و غلبه-، از آنچه [او را بدان] وصف مىكنند.
وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِينَ
و سلام بر فرستادگان
وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و سپاس و ستايش خداى راست، پروردگار جهانيان.