بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طا، سین، میم.
The Poets · 227 verses · Mohsen Gharaati.
Search the locally cached translation.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ
طا، سین، میم.
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ
این است آیات کتاب روشنگر.
لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
[ای پیامبر!] گویی میخواهی به خاطر آن که مشرکان ایمان نمیآورند، [از شدت اندوه] خود را هلاک کنی.
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ
اگر بخواهیم، معجزهای از آسمان بر آنان فرود آوریم، تا در برابر آن، گردنهایشان خاضع گردد [و با اکراه ایمان آورند، امّا سنّت الهی چنین نیست].
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ
هیچ تذکر تازهای از [سوی] خداوند مهربان برایشان نیامد، مگر آن که از آن رویگردان بودند.
فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
پس آنان تکذیب کردند، و به زودی اخبار [کیفر] آنچه به مسخره میگرفتند، به آنان خواهد رسید.
أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ
آیا به زمین نگاه نکردند که از هر گیاهی نیکو در آن بسیار رویاندهایم؟
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
قطعاً در این [آفرینش نیکو]، عبرت و نشانهای است؛ ولی بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است.
وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
و [یاد کن] زمانی که پروردگارت موسی را ندا داد که: «به سوی قوم ستمکار برو!
قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ
قوم فرعون؛ آیا پروا نمیکنند؟»
قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
[موسی] گفت: «پروردگارا! میترسم دروغگویم بشمارند،
وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ
و سینهام [از این وظیفه سنگین] تنگی میکند، و زبانم روان و گویا نیست. پس هارون را [نیز] رسالت بده [تا مرا یاری کند].
وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
و [به نظر] آنان بر [گردن] من جرمی است. میترسم مرا بکشند.»
قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
خداوند فرمود: چنین نیست! پس [تو و هارون] همراه با معجزات ما بروید، که ما با شما و شنونده [گفتگوهایتان] هستیم.
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
به سراغ فرعون بروید و بگویید: «ما فرستادهی پروردگار جهانیانیم.
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
بنیاسرائیل را [آزاد کن و] همراه ما بفرست.»
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
[فرعون] گفت: «[ای موسی!] آیا ما تو را در کودکی پرورش ندادیم؟ و سالیانی از عمرت را در نزدمان ماندی؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ
و با این حال،کارت را کردی، [و یکی از افراد ما را کشتی،] و تو [در برابر زحمات ما] از ناسپاسانی.»
قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
[موسی] گفت: «آن [کار] را زمانی کردم که بیخبر بودم! [و نمیدانستم با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قِبطی کشته میشود.]
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
و چون از شما ترسیدم، از نزدتان گریختم. سپس پروردگارم به من حکمت بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد.
وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
و [آیا] این که بنیاسرائیل را بندهی خود ساختهای، نعمتی است که منّتش را بر من مینهی؟»
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ
[فرعون] گفت: «پروردگار جهانیان چیست؟»
قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
[موسی] گفت: «پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آنهاست، اگر باور دارید.»
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ
فرعون به اطرافیان خود گفت: «آیا نمیشنوید [چه میگوید]؟»
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ
[بار دیگر موسی] گفت: «او پروردگار شما، و پروردگار نیاکان شماست.»
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ
[فرعون] گفت: «قطعاً پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده، سخت دیوانه است!»
قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ
[موسی] گفت: «[او] پروردگار مشرق و مغرب است، و آنچه میان آن دو است. اگر بیندیشید.»
قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ
[فرعون] گفت: «[ای موسی!] اگر معبودی جز من برگزینی، قطعاً تو را از زندانیان قرار خواهم داد.»
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ
[موسی] گفت: «[حتّی] اگر نشانهی آشکاری برایت بیاورم؟»
قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
[فرعون] گفت: «اگر راست میگویی، آن نشانه را بیاور!»
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ
پس [موسی] عصای خود را افکند، ناگهان، اژدهایی آشکار شد.
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ
و دست خود را [از گریبانش] بیرون آورد، ناگهان آن دست، برای تماشاگران سپید و درخشان نمایان شد.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ
[فرعون] به اشراف اطرافش گفت: «بهراستی این مرد، جادوگری کاردان است.
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
او میخواهد با جادویش، شما را از سرزمینتان آواره کند. پس چه نظر میدهید؟»
قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
گفتند: «کار موسی و برادرش را به تأخیر انداز. و گروهی گردآورنده را به شهرها بفرست.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ
تا هر جادوگر ماهری را نزد تو بیاورند.»
فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
پس جادوگران در موعدِ روزی معلوم، گردآوری شدند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ
و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز جمع میشوید؟
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ
به این امید که اگر جادوگران پیروز شدند، از [آیینِ] آنان پیروی کنیم.»
فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ
پس همین که جادوگران [نزد فرعون] آمدند، به او گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداشی داریم؟»
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
[فرعون] گفت: «آری! در این صورت [علاوه بر پاداش]، شما از مقرّبان [دربار] خواهید بود.»
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ
[روز موعود] موسی به آنان گفت: «بیفکنید آنچه را میخواهید بیفکنید!»
فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ
پس [جادوگران] ریسمانها و چوبدستهای خود را افکندند و گفتند: «به عزّت فرعون سوگند، که قطعاً ما پیروزیم.»
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
سپس موسی عصایش را افکند. ناگهان هر چه را به نیرنگ ساخته بودند، بلعید.
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ
آنگاه جادوگران بیاختیار به سجده درافتادند.
قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.
رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
پروردگار موسی و هارون.»
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! بیگمان او سردستهی شماست که به شما جادو آموخته است. پس به زودی کیفر خود را خواهید دانست. حتماً دستها و پاهای شما را یکی از راست و یکی از چپ میبرم، و همگیِ شما را به دار خواهم آویخت.»
قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
ساحران گفتند: «باکی نیست! ما به سوی پروردگار خود بازمیگردیم.
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
ما امید داریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، چرا که ما [در این قوم] نخستینِ مؤمنانیم.»
۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
و به موسی وحی کردیم که: «بندگان مرا شبانه کوچ ده، زیرا شما تعقیب خواهید شد.»
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ
پس فرعون [آگاه شد و] گردآورندگان [سپاه] را به شهرها فرستاد.
إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ
«اینها گروهی اندکند.
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ
که ما را به خشم آوردهاند.
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ
ما همگی آمادهی دفاع هستیم.»
فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
پس آنان را [به گمان تعقیب بنیاسرائیل]، از باغها و چشمهها بیرون کردیم،
وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ
و [نیز از] گنجها، و جایگاه نیکو.
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
چنین بود که بنیاسرائیل را وارث آنها قرار دهیم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ
پس هنگام طلوع خورشید، [سپاهیان فرعون] به تعقیب آنان برخاستند.
فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
پس زمانی كه دو گروه، یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «آنان به ما دست خواهند یافت.»
قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ
[موسی] گفت: «چنین نیست! قطعاً پروردگارم با من است و مرا هدایت خواهد كرد.»
فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ
پس به موسی وحی كردیم كه: «عصایت را به دریا بزن!» پس [دریا] شكافت، و هر پارهای چون كوهی بزرگ شد. [و جادهای خشک برای آنها پدیدار گشت.]
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ
آنگاه گروه دیگر را [که لشكر فرعون بود،] به آنجا نزدیک كردیم.
وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
و موسی و هر كه را با او بود، همگی را [از دریا عبور دادیم و] رهایی بخشیدیم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس گروه دیگر را غرق ساختیم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
البتّه در این ماجرا، نشانهی روشنی است. و بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شكستناپذیر و مهربان است.
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ
[ای پیامبر!] سرگذشت ابراهیم را بر مردم بخوان!
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ
آنگاه كه به پدرش و قومش گفت: «شما چه میپرستید؟»
قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ
گفتند: «بتهایی را میپرستیم و در كنارشان به پرستش ماندگاریم.»
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
[ابراهیم] گفت: «آیا هرگاه آنها را میخوانید، سخن شما رامیشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
یا به شما سود و زیانی میرسانند؟»
قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ
گفتند: «[نه!] بلكه پدرانمان را یافتهایم كه اینگونه [پرستش] میكردند!»
قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
[ابراهیم] گفت: «آیا نظر كردهاید در آنچه میپرستید؟
أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ
شما و پدران پیشین شما؟
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ
البتّه این بتها دشمن منند، [چون مرا گرفتار عذاب خواهند كرد،] مگر پروردگار جهانیان [كه پرستیدنش مایهی سعادت است].
ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ
همان كه مرا آفرید، پس او راهنماییم میكند.
وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ
او كه به من میخورانَد و مینوشانَد.
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
و هرگاه بیمار شوم، او مرا شفا میبخشد.
وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ
و او كسی است كه مرا میمیراند، سپس زندهام میكند.
وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ
و او كسی است كه امید دارم روز جزا، خطاهای مرا ببخشد.
رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ
پروردگارا! به من حكمت مرحمت فرما! و مرا به صالحان ملحق كن!
وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ
و برای من در میان آیندگان، نام نیکو، بر جای بگذار!
وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده!
وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
و از پدرم، درگذر، که او از گمراهان است.
وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ
و مرا روزی که همه برانگیخته میشوند، خوار مگردان!
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ
روزی که مال و فرزندان سودی ندارند،
إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ
مگر کسی که با روح و قلب پاک، به سوی خدا آید.»
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
و [آن روز،] بهشت برای پرهیزکاران نزدیک گردد.
وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
و آتشِ برافروخته برای گمراهان آشکار شود.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
و به آنان گفته شود: «کجاست آنچه میپرستیدید،
مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ
به جای خدا؟ آیا یاریتان میکنند؟ یا میتوانند از خود دفاع کنند؟»
فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ
پس همهی معبودان و عابدان گمراه، به دوزخ سرنگون شوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ
و لشکریان ابلیس نیز همگی [به دوزخ افکنده شوند].
قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ
و آنان در دوزخ در حالی که با هم مشاجره میکنند، میگویند:
تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ
«به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم.
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
چون شما [بتها و معبودها] را با پروردگار جهانیان برابر میدانستیم.
وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ
و جز تبهکاران، ما را گمراه نکردند.
فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ
در نتیجه [امروز] شَفاعتگرانی نداریم،
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ
و حتّی یک دوست صمیمی نداریم.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
پس اگر برای ما بازگشتی [به دنیا] بود، از مؤمنان میشدیم.»
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بهراستی که در این [سرگذشت] درس عبرت و نشانهای است، و بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
زمانی که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا پروا نمیکنید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من برای شما پیامبری امین هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا، و از من اطاعت کنید.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و من برای این [رسالت]، هیچ مزدی از شما درخواست نمیکنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.»
۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ
آنان گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم، در حالی که فرومایگان از تو پیروی کردهاند؟»
قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
[نوح] گفت: من به عملكَرد گذشتهی آنان، آگاهی ندارم.
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ
حساب آنان تنها با پروردگار من است، اگر شما بفهمید!
وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و من مؤمنان را از خود نمیرانم.
إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
من تنها هشداردهندهای روشنگرم!»
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ
گفتند: «ای نوح! اگر دست برنداری، قطعاً سنگسار خواهی شد.»
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ
[نوح] گفت: «پروردگارا! همانا قوم من، مرا تكذیب كردند.
فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
پس میان من و آنان راه روشنی بگشا! و مرا و هر كس را كه با من است، [از شرّ كافران] نجات بده!»
فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ
پس ما نوح و هر كس را كه در آن كشتیِ گرانبار، با او بود، نجات دادیم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ
سپس باقیماندگان را غرق كردیم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
البتّه در این [ماجرا]، نشانهی بزرگی است؛ و [قوم نوح] بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شكستناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم عاد [نیز] پیامبران را تكذیب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادرشان هود، به آنان گفت: «آیا پروا نمیكنید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من برای شما پیامبری امین هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت كنید.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و من برای این [رسالت]، هیچ مزدی از شما درخواست نمیكنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ
آیا از سر هوا و هوس، بر هر بلندی، برجی برافراشته میسازید؟
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و كاخهای استوار میگیرید، به امید آنكه جاوِدانه بمانید؟
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
و هرگاه كسی را كیفر میدهید، همچون زورگویان كیفر میدهید؟
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت كنید.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ
و از كسی كه شما را به وسیله آنچه میدانید، یاوری كرد، پروا كنید.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ
[خداوند] با چارپایان و فرزندان، به شما یاری داده است،
وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ
و [با] باغها و چشمهساران.
إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناكم.»
قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ
[قوم عاد] گفتند: «برای ما یكسان است كه ما را اندرز دهی، یا اندرز ندهی.
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ
این، جز شیوهی پیشینیان نیست.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و ما عذاب نخواهیم شد.»
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
پس هود را تکذیب کردند. آنگاه ما آنان را نابود کردیم. البتّه در این [داستان]، بیشک نشانهی بزرگی است، و [قوم عاد،] بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم ثمود [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا پروا نمیکنید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من برای شما پیامبری امین هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و من برای این [رسالت]، هیچ مزدی از شما درخواست نمیکنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!
أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ
آیا [میپندارید] در آنچه در این دنیا دارید، با ایمِنی، رها خواهید شد؟
فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ
در باغها و چشمهها؟
وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ
و کشتزارها و نخلهایی که شکوفهاش لطیف و [شاخههایش] بر هم نشسته است.
وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ
و شما از کوهها، خانههایی برای خوشگذرانی میتراشید.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ
و از فرمان اسرافکاران پیروی نکنید،
ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
آنان که در زمین فساد میکنند و اهل اصلاح نیستند.»
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
[قوم ثمود، به صالح] گفتند: «بیتردید تو جادو شدهای!
مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
تو نیز بشری همچون مایی. اگر راست میگویی، نشانه [و معجزه]ای بیاور!»
قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
[پس ماده شتری از دل کوه بیرون آمد. صالح] گفت: «این ماده شتری است! سهمی از آب [چشمه]، برای اوست. و برای شما روز دیگری معین شده است.
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ
و به آن آسیبی نرسانید که عذاب روز سهمگین، شما را فرامیگیرد.»
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ
پس ناقه را پِی کردند [و آن را کشتند]، سپس [از کردهی خود] پشیمان شدند.
فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
پس آنان را عذاب فراگرفت. همانا در این [ماجرا] نشانه و درس عبرتی است. و [قوم ثمود،] بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ
قوم لوط [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
هنگامی که برادرشان لوط، به آنان گفت: «آیا پروا نمیکنید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من برای شما پیامبری امین هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و من برای این [رسالت]، هیچ مزدی از شما درخواست نمیکنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!
أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ
آیا از میان مردم جهان، شما به سراغ مردها میروید [و با آنان آمیزش میکنید]؟
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
و همسرانتان را که پروردگارتان برای شما آفریده، رها میکنید؟ بلکه شما مردمی تجاوزکارید.»
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ
[قوم بدکار] گفتند: «ای لوط! اگر [از حرفهایت] دست برنداری، قطعاً بیرون رانده میشوی.»
قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ
[لوط] گفت: «من دشمن سرسخت کردار شما هستم.
رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ
پروردگارا! من و کسان مرا از [شرّ] آنچه میکنند، رهایی بخش!»
فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ
پس او و تمام خاندانش را نجات دادیم،
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ
مگر پیرزنی که [زن لوط بود و] در میان بازماندگان، [اهل عذاب] بود.
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ
سپس، دیگران را ریشهکن کردیم.
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ
و بر سر آنان بارانی [از سنگ] فروفرستادیم. پس چه بد است باران هشدار دادهشدگان!
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
البتّه در این [ماجرا] نشانهای [از قدرت الهی] است. و [قوم لوط،] بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ
مردم اَیکه [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ
زمانی که شعیب به آنان گفت: «آیا پروا نمیکنید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ
من برای شما پیامبری امین هستم.
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و من برای این [رسالت]، هیچ مزدی از شما درخواست نمیکنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!
۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ
حقّ پیمانه را ادا کنید. و از کمفروشان نباشید.
وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ
و با ترازویِ درست بسنجید.
وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و از اجناس مردم، نکاهید. و در زمین به فساد و تبهکاری نکوشید.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ
و از خدایی که شما و اقوام پیشین را آفریده، پروا کنید.»
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ
[مردم] گفتند: «بیتردید تو جادو شدهای!
وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ
تو نیز بشری همچون مایی. و ما تو را از دروغگویان میپنداریم.
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ
پس اگر تو از راستگویانی، پارههایی از آسمان را بر سر ما بیفکن!»
قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
[شعیب] گفت: «پروردگار من به آنچه میکنید، آگاهتر است.»
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
پس شعیب را تکذیب کردند. و عذابِ روزِ سایبان آنان را فراگرفت. [سایبانی از ابر سیاه و صاعقهخیز که بر سر آنها آتش میبارید،] آن، عذابِ روز بزرگ و هولناکی بود.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
بیشک در این [ماجرا] نشانهای [از قدرت الهی] است، و [قوم شعیب] بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است.
وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و البتّه این [قرآن] فرستاده پروردگار جهانیان است.
نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ
[که جبرئیل] فرشتهی امین الهی آن را فرود آورده است،
عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ
بر دل تو، تا از هشداردهندگان باشی.
بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ
[این قرآن] به زبان عربی روشن [و گویا نازل شده،]
وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ
و [خبر] آن در کتابهای [آسمانی] پیشین آمده است.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ
آیا این که دانشمندان بنیاسرائیل از آن اطلاع دارند، برای مشرکان نشانهای نیست؟!
وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ
اگر ما قرآن را بر بعضی غیرعربها نازل میکردیم.
فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ
پس او، آن را برایشان میخواند، به آن ایمان نمیآوردند.
كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ
ما اینگونه قرآن را [با بیانی رسا و روشن] در دلهای گناهکاران عبور دادیم،
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ
[ولی آنان] ایمان نمیآورند، مگر آنکه عذاب دردناک را مشاهده کنند.
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
که ناگهان و در حالی که آگاه نباشند، به سراغشان آید.
فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
پس میگویند: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟»
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ
آیا عذاب ما را به شتاب میجویند؟
أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ
آیا دیدی که اگر سالها هم آنان را [از نعمتهای خود] برخوردار کنیم،
ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ
آنگاه عذاب موعود، به آنها خواهد رسید.
مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ
آنچه از آن برخوردار بودند، در دفع عذاب به کارشان نیاید.
وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
و ما [مردم] هیچ دیاری را نابود نکردیم، مگر آن که بیمدهندگانی داشتند.
ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
تا مایهی پند و عبرت باشد، و ما هرگز ستمکار نبودهایم [که بدون هشدار مجازات کنیم].
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ
و قرآن را شیطانها و جنیان فرونفرستادهاند.
وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
و [نزول قرآن] سزاوار آنان نیست. و توان این کار را نیز ندارند.
إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
بیشک آنها از شنیدن [اخبار آسمانی] برکنارند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ
پس [ای پیامبر!] با خدا معبود دیگری را نخوان، که از عذابشدگان خواهی بود.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ
و خویشان نزدیکت را هشدار ده!
وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و برای مؤمنانی که از تو پیروی کردهاند، بال [فروتنی] خود را بگستر!
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
پس اگر [خویشان نزدیکت،] سرپیچی کردند، بگو: «من قطعاً از آنچه انجام میدهید، بیزارم!»
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ
و بر [خدای] شکستناپذیر و مهربان توکل کن.
ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ
خدایی که چون [به نماز] برمیخیزی، تو را میبیند.
وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ
و گردش و حرکت تو را در میان سجدهکنندگان [نیز میبیند].
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
زیرا که اوست شنوا و دانا.
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ
آیا به شما خبر دهم که شیطانها بر چه کسی فرود میآیند؟
تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ
بر هر دروغساز گنهپیشهای فرود میآیند.
يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ
[این افراد،] به سخنان شیطانها گوش فرامیدهند، و بیشترشان دروغگویند.
وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ
[پیامبر خدا شاعر نیست؛ زیرا] از شاعران، گمراهان پیروی میکنند.
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ
آیا ندیدی که آنان در هر وادی [خیالی] سرگشتهاند؟
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و مطالبی میگویند که [خود] به آن عمل نمیکنند؟
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ
مگر آن شاعرانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردهاند و خدا را بسیار یاد کردند، و پس از آن که مورد ستم قرار گرفتند، [با شعرهای توحیدی،] به دفاع از خویش [و مؤمنان] برخاستند. و کسانی که ستم کردهاند، به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه بازخواهند گشت!