قرائتی
كاف، ها، یا، عین، صاد.
Compare up to three translations verse by verse.
كاف، ها، یا، عین، صاد.
[این آیات،] یادی است از لطف پروردگارت به بندهاش زكریا.
هنگامی كه پروردگارش را با ندایی پنهان خواند.
[زكریا] گفت: «پروردگارا! به راستی استخوانم سست، و [موی] سرم از پیری، سپید شده است. و پروردگارا! من هرگز در دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم نبودهام.
و من برای پس از [مرگ] خود، از بستگانم بیمناكم. و همسرم [از آغاز زندگی] نازا بوده است، پس از جانب خود جانشینی به من عطا فرما!
[جانشینی] كه وارث من و دودمان یعقوب باشد. و پروردگارا! او را پسندیده قرار ده!»
[خداوند فرمود:] «ای زكریا! ما تو را به پسری نوید میدهیم كه نامش یحیی است. پیش از این همنامی برای او قرار ندادهایم.»
[زكریا] گفت: «پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی كه همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیدهام؟!»
[فرشته وحی] گفت: «چنین است [كه گفتی، ولی] پروردگارت فرمود: این [كار] بر من آسان است، و من تو را پیش از این آفریدم، در حالی كه چیزی نبودی.»
[زكریا] گفت: «پروردگارا! برای من نشانهای قرار ده [تا علم من به یقین تبدیل شود.]» [خداوند] فرمود: «نشانه تو آن است كه تا سه شبانهروز [زبان تو، از كار میافتد و] با مردم سخن نخواهی گفت، [با اینكه تندرستی.]»
آنگاه [زكریا] از محراب عبادت به سوی مردمش بیرون شد، پس به آنان اشاره كرد كه: بامدادان و شامگاهان خدا را تسبیح گویید.»
[پس یحیی را به وی عطا كردیم و به او گفتیم:] «ای یحیی! كتاب [خدا] را با قدرت بگیر و در كودكی به او حكمت [و نبوّت] دادیم.
و نیز از جانب خود، مهربانی و پاكی به او دادیم و او تقواپیشه بود.
و نسبت به پدر و مادرش نیكوكار بود و هرگز [نسبت به مردم، زورگو،] سركش و نافرمان نبود.
و سلامی [شایسته] بر او باد، روزی که زاده شد و روزی که میمیرد و روزی که زنده برانگیخته میشود.
و در این كتاب، مریم را یاد كن، هنگامی كه از خاندانش جدا شد و در مكانی شرقی قرار گرفت.
آنگاه دور از دیگران، برای خود پردهای قرار داد. پس ما روح [الامین] خود، [جبرئیل] را به سوی او فرستادیم که به شكل انسانی خوشاندام بر او نمایان شد.
[مریم به او] گفت: «من از تو به [خدای] رحمان پناه میبرم، اگر پرهیزكاری [از من دور شو]!»
[فرشته]گفت: «همانا من فرستادهی پروردگار توام، [و آمدهام] تا پسری پاكیزه به تو ببخشم.»
[مریم] گفت: «چگونه ممكن است برای من فرزندی باشد؟ در حالی كه دست هیچ بشری به من نرسیده است، و بدكاره هم نبودهام؟»
[فرشته] گفت: چنین است! [ولی] پروردگارت فرمود: این كار بر من آسان است و برای این [است] که او را برای مردم نشانهای [از قدرت خود] و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و این كاری است شدنی و قطعی.»
پس مریم [به عیسی] باردار شد و با وی در مكانی دور خلوت گزید.
آنگاه دردِ زایمان او را به سوی تنهی درخت خرمایی كشاند. [مریم از شدّت ناراحتی و بیم رسوایی] گفت: «ای كاش پیش از این مرده بودم، و فراموش شده بودم.»
پس، از فرودست او را صدا زد كه: « [ای مریم!] غم مخور! همانا پروردگارت زیر [پای] تو چشمهی آبی روان ساخت.
و شاخهی این نخل را به سوی خود تكان بده، [تا] رطب تازه بر تو فرو ریزد.
پس [از آن رطب] بخور و [از آب نهر] بنوش و چشمت را [به داشتن فرزند] روشن بدار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، [که دربارهی نوزاد میپرسند، با اشاره] بگو: «من برای [خداوند] رحمان، روزهی سکوت نذر کردهام، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.»
پس مریم در حالی که نوزادش را در آغوش گرفته بود، او را نزد قوم خود آورد. گفتند: «ای مریم! به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شدهای.
ای خواهر هارون! پدرت مرد بدی نبود، و مادرت [نیز] بدکاره نبود.»
پس مریم به نوزادش اشاره کرد [که از او بپرسید]. گفتند: «چگونه با کسی که در گهواره [و] کودک است سخن بگوییم؟»
[عیسی به سخن آمد و] گفت: «منم بندهی خدا! او به من کتاب داده و مرا پیامبر کرده است.
و هرجا که باشم، خداوند مرا مایهی برکت قرار داده، و تا زندهام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.
و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده، و [نسبت به مردم،] ستمگر و سنگدل قرار نداده است.
و درود بر من، روزی که زاده شدم، و روزی که میمیرم، و روزی که زنده برانگیخته میشوم.»
این است [ماجرای] عیسی، پسر مریم؛ [همان] گفتار درستی که [یهود و نصارا] در آن شک میکنند.
شایسته نیست که خداوند فرزندی برگزیند، او منزّه است، هرگاه انجام کاری را اراده کند، همینقدر که بگوید: موجود باش، بیدرنگ موجود میشود.
و [عیسی گفت:] «در حقیقت خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که راه مستقیم، همین [بندگی او] است.»
پس گروههایی از میان پیروانش [درباره وی] به اختلاف پرداختند، [برخی او را خدا دانستند، و برخی فرزند خدا،] پس وای بر کافران از حضور در روز بزرگ [قیامت].
چه خوب شنوا و بینایند روزی که به سوی ما میآیند، ولی ستمگران امروز در گمراهیِ آشکارند.
و آنان را از روز ندامت و حسرت، [روز رستاخیز] بترسان، آن هنگام که کار تمام شود [و همه چیز پایان یابد؛ ولی اکنون] آنان در غفلتند و ایمان نمیآورند.
تنها ماییم که زمین و اهلش را به ارث میبریم و [همه] به سوی ما بازگردانده میشوند.
و در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او پیامبری راستگو و راستکردار بود.
آنگاه که به [عموی مشرکش آزر که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت]، گفت: «ای پدر! چرا چیزی را میپرستی که نمیشنود و نمیبیند و تو را از هیچ چیز بینیاز نمیکند؟!
ای پدر! به راستی دانشی [از جانب حقّ] برای من آمده که برای تو نیامده است؛ بنابراین، از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.
ای پدر! شیطان را [با اطاعت از او] پرستش مکن، که شیطان [خدای] رحمان را نافرمان است.
ای پدر! من میترسم که از جانب [خدای] رحمان عذابی به تو رسد، و تو برای شیطان دوست و یاور باشی.»
گفت: «ای ابراهیم! آیا از خدایان من بیزاری؟ اگر [از این روش] دست برنداری، قطعاً تو را سنگسار خواهم کرد و [اکنون] برای مدّتی طولانی از من دور شو!»
[ابراهیم] گفت: «بدرود! به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش میخواهم، زیرا او همواره نسبت به من بسیار مهربان بوده است.
و من از شما و آنچه غیر خدا میخوانید، کناره میگیرم و پروردگارم را میخوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم محروم [و بیپاسخ] نمانم.»
چون ابراهیم از مشرکان و از آنچه به جای خدا میپرستیدند، کناره گرفت، ما اسحاق و [فرزندش] یعقوب را به او بخشیدیم و همه را پیامبر قرار دادیم.
و از رحمت خویش به آنها عطا کردیم و برای آنان [در میان مردم] نام نیکو و آوازهی بلند قرار دادیم.
و در این کتاب، از موسی یاد کن، زیرا که او بندهی [برگزیده و] خالصشده [خدا] و فرستادهای پیامبر بود.
و او را از جانبِ راستِ [کوهِ] طور ندا دادیم و رازگویان [به خود] نزدیکش ساختیم.
و از رحمت خویش، برادرش هارون را که پیامبر بود، به او بخشیدیم. [تا وزیرش باشد.]
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن که او همواره در وعدههایش صادق، و فرستادهای پیامبر بود.
و همواره خاندان خود را به نماز و زکات فرمان میداد، و پیوسته نزد پروردگارش پسندیده بود.
و در این کتاب، از اِدریس یاد کن، به راستی او پیامبری بسیار راستگو بود.
و ما او را به مقام والایی بالا بردیم.
آنان پیامبرانی بودند که خداوند بر آنها نعمت [ویژه] ارزانی داشت؛ [پیامبرانی] از نسل آدم و از [فرزندان] کسانی که با نوح [در کشتی] سوارشان کردیم، و از نسل ابراهیم و یعقوب، و از کسانی که هدایت نمودیم و برگزیدیم. هرگاه آیات [خدای] رحمان بر آنان خوانده میشد، سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند.
آنگاه پس از آنان، جانشینان بد و ناشایستی آمدند که نماز را تباه کردند و هوسها را پی گرفتند. پس به زودی [کیفر] گمراهی خود را خواهند دید.
مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته کنند، که آنها داخل بهشت میشوند و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد.
بهشتهای جاویدی که [خدای] رحمان از غیب به بندگانش وعده داده است. حتماً وعدهی او شدنی است.
در آنجا سخن بیهودهای نمیشنوند، بلکه آنچه میشنوند فقط سلام و درود است و در آنجا هر بامداد و شامگاه، روزی آنان برایشان [آماده] است.
این، همان بهشتی است که به هریک از بندگان پرهیزکار خود به میراث میدهیم.
[پس از مدّتی تأخیر در نزول وحی، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت:] «ما [فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم؛ آینده و گذشتهی ما و آنچه میان آنهاست، از آنِ اوست و پروردگار تو فراموشکار نیست.
پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ تنها او را بپرست و برای عبادتش شکیبا باش، آیا برای او همتا و همنامی میشناسی؟»
و انسان میگوید: «آیا آنگاه که مردم، دوباره زنده [از خاک] بیرونم میآورند؟»
آیا انسان به یاد نمیآورد که ما او را پیش از این آفریدهایم، در حالی که هیچ چیز نبود؟
پس به پروردگارت سوگند که ما همهی آنها را [که منکر معاد شدهاند،] با شیطانها گرد میآوریم، سپس در حالی که به زانو درآمدهاند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.
سپس از هر گروهی، کسانی را که بر [خدای] رحمان سرکشتر بودند، جدا خواهیم کرد.
آنگاه ما بهتر میدانیم چه کسانی برای سوختن در دوزخ سزاوارترند.
و همهی شما وارد دوزخ میشوید. [این امر] از جانب پروردگارت حکمی است قطعی.
سپس پرهیزکاران را نجات میدهیم و ستمکاران را [که از ضعف و ذلّت] به زانو درآمده [اند]، در آن رها میکنیم.
و هرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانی که کفر ورزیدهاند به آنان که ایمان آوردهاند، میگویند: «کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش بهتر و محفلش آراستهتر است؟!»
و چه بسیار ملتها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان] نابود کردیم که مال و ثروتشان بهتر بود و ظاهری آراستهتر داشتند.
بگو: «هرکه در گمراهی است، [خداوند] رحمان او را تا مدّتی یاری و مهلت میدهد، تا وقتی که آنچه را وعده داده میشوند، ببینند، یا عذاب [این دنیا] یا [عذاب] قیامت را. پس [در آن روز] خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و لشکرش ناتوانتر است.»
کسانی که هدایت یافتهاند، خداوند بر هدایتشان میافزاید و ثوابِ نیکیهای ماندگار، نزد پروردگارت بهتر و خوشفرجامتر است.
پس آیا دیدی کسی را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعاً به من مال و فرزند [بسیار] داده خواهد شد!»
آیا او از غیب آگاه است؟ یا از [خدای] رحمان تعهّدی گرفته است؟
هرگز [چنین نیست،] به زودی هر چه میگوید، [در پروندهی عملش] مینویسیم و برای همیشه عذابش میکنیم.
و هر چه را [از مال و فرزند] که میگوید، ما وارث خواهیم شد و او بیکس و تنها نزد ما خواهد آمد.
و به جای خدای یگانه خدایانی [دروغین] برگزیدند تا برای ایشان مایهی عزّت و توانمندی باشد.
هرگز [به این آرزو نمیرسند؛ بلکه] به زودی [معبودها] پرستش آنان را انکار میکنند و در برابر آنان به دشمنی برمیخیزند.
آیا ندیدی که ما شیطانها را به سوی کافران فرستادیم تا آنان را شدیداً تحریک کنند؟
پس بر [عذاب] آنان شتاب مکن. ما حساب آنها را شماره میکنیم [تا موعدشان فرارسد و به کیفر آنچه مرتکب میشدند، برسند].
روزی که ما پرهیزکاران را دستهجمعی به سوی [ضیافت خدای] رحمان گردآوریم.
و مجرمان را تشنه به سوی دوزخ میرانیم.
[در آن روز،] اختیار شفاعت ندارند مگر کسانی که از نزد [خدای] رحمان، پیمانی [بر اذن شفاعت] گرفته باشند.
و [کافران] گفتند: «[خدای] رحمان [برای خود] فرزندی انتخاب کرده است!»
راستی، چیز زشت و زنندهای [بر زبان] آوردید.
نزدیک است از این سخن، آسمانها متلاشی، و زمین شکافته شود و کوهها به شدّت فروریزد.
زیرا برای [خدای] رحمان، فرزندی قائل شدند.
در حالی که برای [خدای] رحمان، سزاوار نیست که فرزندی برگزیند.
تمام موجودات آسمانها و زمین، بندهوار نزد [خداوندِ] رحمان میآیند.
قطعاً آنان را برشمرده و حساب آنها را درست نگه داشته است.
و همگی روز قیامت تنها [و تهیدست] نزد او خواهند آمد.
بیگمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، به زودی [خدای] رحمان برای آنان [در دلها] محبّتی قرار میدهد.
پس قرآن را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزکاران را به وسیلهی آن مژده دهی و مردم ستیزهجو را بدان بترسانی.
و چه بسیار ملّتها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان] نابود کردیم. آیا کسی از آنها را مییابی؟ یا کمترین صدایی از ایشان میشنوی؟