Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Ash-Shu'ara in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ ﴿1﴾

بهرام پور

طا، سين، ميم

تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ ﴿2﴾

بهرام پور

اين آيات كتاب روشنگر است

لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ ﴿3﴾

بهرام پور

شايد تو از اين كه مشركان ايمان نمى‌آورند جان خود را هلاك سازى

إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ ﴿4﴾

بهرام پور

اگر بخواهيم، معجزه‌اى از آسمان بر آنها نازل مى‌كنيم تا در برابر آن خاضعانه گردن نهند

وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿5﴾

بهرام پور

و هيچ تذكّر جديدى از سوى خداى رحمان برايشان نمى‌آيد جز اين كه از آن روى بر مى‌تابند

فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ﴿6﴾

بهرام پور

همانا [آن را] تكذيب كردند، پس به زودى اخبار آنچه مسخره‌اش مى‌كردند بديشان خواهد رسيد

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ ﴿7﴾

بهرام پور

آيا به زمين ننگريستند كه چه بسيار از گونه‌هاى گياهان زيبا در آن رويانديم

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿8﴾

بهرام پور

قطعا در اين [روياندن‌] عبرتى است ولى بيشترشان مؤمن نيستند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿9﴾

بهرام پور

و حقا پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است

وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿10﴾

بهرام پور

و [ياد كن‌] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا داد كه به سوى قوم ستمكار بيا

قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿11﴾

بهرام پور

[به سوى‌] قوم فرعون. آيا [از كفر و سركشى‌] نمى‌پرهيزند

قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿12﴾

بهرام پور

گفت: پروردگارا! خوف آن دارم كه تكذيبم كنند

وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ ﴿13﴾

بهرام پور

و سينه‌ام تنگ مى‌شود و زبانم [به گفتار] روان نيست. پس به هارون [نيز پيام‌] فرست

وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿14﴾

بهرام پور

و آنان بر گردن من خونى دارند، پس مى‌ترسم مرا بكشند

قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿15﴾

بهرام پور

گفت: نه، چنين نيست، [تو و هارون‌] آيات ما را [براى آنها] ببريد كه ما همراه شما شنونده‌ايم

فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿16﴾

بهرام پور

پس به سوى فرعون بياييد [من آنجا حاضرم‌] و بگوييد: ما فرستاده‌ى پروردگار جهانيانيم

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿17﴾

بهرام پور

كه فرزندان اسرائيل را با ما بفرست

قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿18﴾

بهرام پور

فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود بزرگ نكرديم، و ساليانى از عمرت را در ميان ما نبودى

وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿19﴾

بهرام پور

و آن كرده‌ى خويش را كردى [و كسى را كشتى‌] در حالى كه تو از ناسپاسان بودى. كودكى. لبثت (لبث): توقف كردى، ماندى. فينا: در ميان ما. عمرك: عمرت. سنين جمع سنة: سالها. فعلت فعلتك: انجام دادى آن كارت را، كار خود را كردى. كافر: كفران كننده، ناشكر

قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ﴿20﴾

بهرام پور

گفت: آن را هنگامى مرتكب شدم كه از ناآگاهان بودم [نمى‌دانستم مشتى سبب قتل است‌]

فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿21﴾

بهرام پور

و چون از شما ترسيدم گريختم، پس پروردگارم به من داورى و دانش داد و مرا از پيامبران قرار داد

وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿22﴾

بهرام پور

و آن هم نعمتى است كه بر من منت مى‌نهى كه فرزندان اسرائيل را بنده‌ى خود ساخته‌اى

قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿23﴾

بهرام پور

فرعون گفت: رب العالمين چيست

قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿24﴾

بهرام پور

گفت: او پروردگار آسمان‌ها و زمين و پديده‌هاى ميان آن دو است، اگر اهل يقين باشيد

قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿25﴾

بهرام پور

فرعون به اطرافيان خود گفت: آيا نمى‌شنويد [چه مى‌گويد]

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿26﴾

بهرام پور

[موسى دوباره‌] گفت: پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست

قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ ﴿27﴾

بهرام پور

گفت: واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده ديوانه است

قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿28﴾

بهرام پور

موسى گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آنهاست، اگر تعقل كنيد

قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ ﴿29﴾

بهرام پور

گفت: اگر خدايى غير از من اختيار كنى، قطعا تو را از زندانيان قرار مى‌دهم

قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿30﴾

بهرام پور

گفت: حتى اگر براى تو حجتى روشن بياوريم

قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ﴿31﴾

بهرام پور

گفت: آن را بياور اگر راست مى‌گويى

فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿32﴾

بهرام پور

پس عصاى خود بيفكند و در دم اژدهايى هويدا گشت

وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ﴿33﴾

بهرام پور

و دستش را بيرون كشيد و به ناگاه آن براى تماشاگران درخشان گشت

قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ ﴿34﴾

بهرام پور

فرعون به سران قومش كه اطراف او بودند گفت: واقعا اين ساحرى بسيار داناست

يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿35﴾

بهرام پور

مى‌خواهد با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون كند، اكنون چه رأى مى‌دهيد

قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ﴿36﴾

بهرام پور

گفتند: [تصميم در باره‌ى‌] او و برادرش را تأخير بينداز و مأموران جمع‌آورى را به شهرها بفرست

يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ ﴿37﴾

بهرام پور

تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند

فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ﴿38﴾

بهرام پور

پس ساحران براى موعد روزى معين گردآورى شدند

وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿39﴾

بهرام پور

و به مردم گفته شد: آيا شما هم [در اين صحنه‌] فراهم مى‌آييد

لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ ﴿40﴾

بهرام پور

تا شايد ما از جادوگران پيروى كنيم اگر آنان پيروز شدند

فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ ﴿41﴾

بهرام پور

و چون ساحران آمدند به فرعون گفتند: آيا واقعا براى ما مزدى خواهد بود اگر ما غالب آييم

قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ﴿42﴾

بهرام پور

گفت: آرى و حتما در اين صورت از مقرّبان خواهيد شد

قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿43﴾

بهرام پور

موسى به آنها گفت: آنچه افكندنى هستيد بيفكنيد

فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ ﴿44﴾

بهرام پور

پس ريسمان‌ها و چوبدستى‌هايشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون كه ما حتما پيروزيم

فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿45﴾

بهرام پور

پس موسى عصايش را انداخت و در دم هر چه را به صورت غير واقعى ساخته بودند مى‌بلعيد

فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ﴿46﴾

بهرام پور

پس ساحران به حالت سجده افتادند

قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿47﴾

بهرام پور

گفتند: به پروردگار عالميان ايمان آورديم

رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿48﴾

بهرام پور

پروردگار موسى و هارون

قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿49﴾

بهرام پور

گفت: آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است، پس به زودى خواهيد دانست. حتما دست‌ها و پاهاى شما را به عكس يكديگر خواهم بريد و همه‌تان را به دار خواهم آويخت

قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿50﴾

بهرام پور

گفتند: باكى نيست، ما به سوى پروردگار خود باز مى‌گرديم

إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿51﴾

بهرام پور

ما اميد داريم كه پروردگار ما گناهانمان را بر ما ببخشايد، چرا كه ما اولين مؤمنان شديم

۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿52﴾

بهرام پور

و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه حركت ده، كه شما مورد تعقيب هستيد

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ﴿53﴾

بهرام پور

پس فرعون مأموران جمع‌آورى را به شهرها فرستاد

إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ ﴿54﴾

بهرام پور

[و گفت:] همانا اينها عدّه‌اى ناچيزند

وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ ﴿55﴾

بهرام پور

و راستى آنها ما را به خشم آورده‌اند

وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ ﴿56﴾

بهرام پور

و ما همگى آماده‌ى پيكار هستيم

فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ ﴿57﴾

بهرام پور

پس ما آنها را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بيرون كرديم

وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ ﴿58﴾

بهرام پور

و از گنج‌ها و اقامتگاه‌هاى نيكو

كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿59﴾

بهرام پور

بدين‌سان بنى اسرائيل را وارث آنها كرديم

فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ﴿60﴾

بهرام پور

پس هنگام برآمدن آفتاب از پى آنها رسيدند

فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿61﴾

بهرام پور

و چون دو گروه همديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: ما قطعا گرفتار خواهيم شد

قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ ﴿62﴾

بهرام پور

گفت: چنين نيست، بى‌ترديد پروردگارم با من است و به زودى هدايتم خواهد كرد

فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ ﴿63﴾

بهرام پور

آن‌گاه به موسى وحى كرديم كه با عصاى خود بر دريا بزن. پس از هم شكافت و هر قسمت آن چون كوهى عظيم گرديد

وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ ﴿64﴾

بهرام پور

و گروه ديگر (فرعونيان) را به آن جا نزديك كرديم

وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ﴿65﴾

بهرام پور

و موسى و همه همراهانش را نجات داديم

ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿66﴾

بهرام پور

سپس گروه ديگر را غرق كرديم

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿67﴾

بهرام پور

مسلما در اين [واقعه‌] عبرتى بود ولى بيشترشان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿68﴾

بهرام پور

و قطعا پروردگار تو شكست‌ناپذير مهربان است

وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ ﴿69﴾

بهرام پور

و بر آنان خبر مهم ابراهيم را بخوان

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ ﴿70﴾

بهرام پور

آن‌گاه كه به پدر خود و قومش گفت: چه مى‌پرستيد

قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ ﴿71﴾

بهرام پور

گفتند: بت‌هايى را مى‌پرستيم و همواره ملازم عبادت آنهاييم

قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿72﴾

بهرام پور

گفت: آيا وقتى آنها را مى‌خوانيد از شما مى‌شنوند

أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ﴿73﴾

بهرام پور

يا به شما سود و زيان مى‌رسانند

قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿74﴾

بهرام پور

گفتند: [نه‌]، بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مى‌كردند

قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿75﴾

بهرام پور

گفت: آيا در آنچه مى‌پرستيده‌ايد تأمل كرده‌ايد

أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ ﴿76﴾

بهرام پور

شما و نياكان گذشته شما

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿77﴾

بهرام پور

آن [معبود] ها دشمنان منند، مگر پروردگار جهانيان [كه ولىّ من است‌]

ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿78﴾

بهرام پور

همان كسى كه مرا آفريده و او هدايتم مى‌كند

وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ ﴿79﴾

بهرام پور

و كسى كه او مرا اطعام مى‌كند و آبم مى‌دهد

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿80﴾

بهرام پور

و چون بيمار شوم او مرا شفا مى‌دهد

وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿81﴾

بهرام پور

و كسى كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده‌ام مى‌كند

وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ ﴿82﴾

بهرام پور

و كسى كه اميد دارم روز جزا خطايم را بر من ببخشايد

رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ ﴿83﴾

بهرام پور

پروردگارا! مرا حكمتى عطا كن و مرا به نيكان ملحق گردان

وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿84﴾

بهرام پور

و براى من در ميان آيندگان زبان صدق و ثناگو قرار ده

وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ ﴿85﴾

بهرام پور

و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان

وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ﴿86﴾

بهرام پور

و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود

وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿87﴾

بهرام پور

و روزى كه [مردم‌] برانگيخته مى‌شوند مرا خوار مگردان

يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ ﴿88﴾

بهرام پور

روزى كه نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان

إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ ﴿89﴾

بهرام پور

مگر كسى كه با دلى [پاك و] سالم به سوى خدا بيايد

وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿90﴾

بهرام پور

و [آن روز] بهشت براى پرهيزكاران نزديك آورده شود

وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ﴿91﴾

بهرام پور

و جهنم براى گمراهان نمايان شود

وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿92﴾

بهرام پور

و به آنها گفته شود: كجايند آنچه عبادت مى‌كرديد

مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿93﴾

بهرام پور

[معبودانى‌] غير از خدا؟ آيا ياريتان مى‌كنند يا خود را يارى مى‌دهند

فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ ﴿94﴾

بهرام پور

پس آنها و همه گمراهان به حالت سرنگون در آن [آتش‌] افكنده شوند

وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿95﴾

بهرام پور

و نيز همه سپاهيان ابليس

قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿96﴾

بهرام پور

آنها در آن جا در حالى كه با يكديگر ستيزه مى‌كنند گويند

تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ ﴿97﴾

بهرام پور

سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم

إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿98﴾

بهرام پور

آن‌گاه كه شما [معبودان‌] را با پروردگار جهانيان برابر مى‌داشتيم

وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ ﴿99﴾

بهرام پور

و ما را جز مجرمان گمراه نكردند

فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ ﴿100﴾

بهرام پور

و اكنون ما را هيچ شفيعى نيست

وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ ﴿101﴾

بهرام پور

و نه دوست مهربانى

فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿102﴾

بهرام پور

اى كاش ما را برگشتى بود تا از مؤمنان مى‌شديم

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿103﴾

بهرام پور

حقا در اين [سرنوشت‌] درس عبرتى است، ولى اكثر آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿104﴾

بهرام پور

و به راستى پروردگار تو شكست ناپذير مهربان است

كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿105﴾

بهرام پور

قوم نوح، پيامبران را تكذيب كردند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿106﴾

بهرام پور

آن زمان كه برادرشان نوح به آنها گفت: آيا [از خدا] پروا نمى‌كنيد

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ﴿107﴾

بهرام پور

من براى شما فرستاده‌اى امين هستم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿108﴾

بهرام پور

پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿109﴾

بهرام پور

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم اجر من جز بر پروردگار جهانيان نيست

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿110﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد

۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ ﴿111﴾

بهرام پور

گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آن كه فرومايگان از تو پيروى كرده‌اند

قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿112﴾

بهرام پور

نوح گفت: مرا بدانچه آنها مى‌كردند چه دانشى است

إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿113﴾

بهرام پور

حسابشان جز بر پروردگار من نيست، اگر مى‌فهميديد

وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿114﴾

بهرام پور

و من طرد كننده‌ى مؤمنان نيستم

إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿115﴾

بهرام پور

من صرفا هشدار دهنده‌اى آشكار هستم

قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ ﴿116﴾

بهرام پور

گفتند: اى نوح! اگر دست برندارى، قطعا از جمله سنگسار شدگان خواهى شد

قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ ﴿117﴾

بهرام پور

گفت: پروردگارا! قوم من مرا تكذيب كردند

فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿118﴾

بهرام پور

پس ميان من و آنها فيصله ده، و من و مؤمنان همراه مرا نجات بخش

فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ﴿119﴾

بهرام پور

پس او و هر كه را در آن كشتى پر شده با او بود نجات داديم

ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ ﴿120﴾

بهرام پور

سپس بعد از آنها بازماندگان را غرق كرديم

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿121﴾

بهرام پور

قطعا در اين [ماجرا] درس عبرتى بود ولى اكثرشان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿122﴾

بهرام پور

و همانا پروردگار توست كه تواناى مهربان است

كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿123﴾

بهرام پور

عاديان پيامبران را تكذيب كردند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿124﴾

بهرام پور

آن‌گاه كه برادرشان هود به آنها گفت: آيا [از خدا] پروا نمى‌داريد

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ﴿125﴾

بهرام پور

من براى شما فرستاده‌اى امين هستم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿126﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿127﴾

بهرام پور

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم، اجر من جز بر پروردگار جهانيان نيست

أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ ﴿128﴾

بهرام پور

آيا بر هر بلندى [بنا و] نشانه‌اى از سر بازيچه مى‌سازيد

وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ﴿129﴾

بهرام پور

و كاخ‌هاى استوار مى‌گيريد كه گويا هميشه خواهيد ماند

وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ﴿130﴾

بهرام پور

و وقتى كسى را عقوبت مى‌كنيد جبارانه عقوبت مى‌كنيد

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿131﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا داريد و مرا فرمان بريد

وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿132﴾

بهرام پور

و بترسيد از آن كس كه شما را با آنچه [خود] مى‌دانيد يارى داد

أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ ﴿133﴾

بهرام پور

شما را به دادن چهارپايان و پسران مدد كرد

وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ ﴿134﴾

بهرام پور

و به باغ‌ها و چشمه‌ساران

إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ﴿135﴾

بهرام پور

من از عذاب روزى هولناك بر شما مى‌ترسم

قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ ﴿136﴾

بهرام پور

گفتند: براى ما يكسان است، خواه ما را اندرز دهى يا اندرز ندهى، [ايمان نخواهيم آورد]

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿137﴾

بهرام پور

[گفتند] اين جز شيوه‌ى پيشينيان نيست

وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿138﴾

بهرام پور

و ما عذاب نخواهيم شد

فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿139﴾

بهرام پور

پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم. قطعا در اين [ماجرا] درس عبرتى است و اكثر آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿140﴾

بهرام پور

و به راستى پروردگار تو تواناى مهربان است

كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿141﴾

بهرام پور

ثموديان پيامبران را تكذيب كردند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿142﴾

بهرام پور

آن‌گاه كه برادرشان صالح به آنها گفت: آيا [از خدا] پروا نمى‌كنيد

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ﴿143﴾

بهرام پور

من براى شما فرستاده‌اى امين هستم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿144﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿145﴾

بهرام پور

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم، اجر من جز بر پروردگار جهانيان نيست

أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ ﴿146﴾

بهرام پور

آيا [مى‌پنداريد كه‌] شما را در اين نعمت‌هايى كه اين جاست آسوده رها مى‌كنند

فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ ﴿147﴾

بهرام پور

در اين باغ‌ها و چشمه ساران

وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ ﴿148﴾

بهرام پور

و كشتزارها و نخل‌ها كه ميوه‌هايشان لطيف است

وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ ﴿149﴾

بهرام پور

و براى خود از كوه‌ها ماهرانه و سرمستانه خانه‌هايى مى‌تراشيد

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿150﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد

وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ ﴿151﴾

بهرام پور

و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد

ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿152﴾

بهرام پور

همانها كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند

قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ ﴿153﴾

بهرام پور

گفتند: جز اين نيست كه تو از سحر شدگانى

مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ﴿154﴾

بهرام پور

تو جز بشرى مانند ما نيستى معجزه‌اى بياور اگر راست مى‌گويى

قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ﴿155﴾

بهرام پور

گفت: اين ماده شترى است كه يك روز نوبت آب حق او، و يك روز معين حق شماست

وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ﴿156﴾

بهرام پور

و به آن گزندى نرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرا گيرد

فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ ﴿157﴾

بهرام پور

پس آن را پى كردند و پشيمان گشتند

فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿158﴾

بهرام پور

آنگاه آنها را عذاب در گرفت قطعا در اين [ماجرا] عبرتى است و اكثر آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿159﴾

بهرام پور

و به راستى پروردگار تو شكست‌ناپذير مهربان است

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿160﴾

بهرام پور

قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿161﴾

بهرام پور

آن‌گاه كه برادرشان لوط به آنها گفت: آيا [از خدا] پروا نمى‌كنيد

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ﴿162﴾

بهرام پور

من براى شما فرستاده‌اى امين هستم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿163﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿164﴾

بهرام پور

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم اجر من جز بر پروردگار جهانيان نيست

أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿165﴾

بهرام پور

آيا از ميان جهانيان با مردها در مى‌آميزيد

وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿166﴾

بهرام پور

و همسرانى را كه پروردگارتان براى شما آفريده وا مى‌گذاريد؟ بلكه شما مردمى تجاوز كاريد

قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ ﴿167﴾

بهرام پور

گفتند: اى لوط! اگر دست بر ندارى، قطعا [از شهر] اخراج خواهى شد

قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ ﴿168﴾

بهرام پور

گفت: به راستى من از مخالفان عمل شمايم

رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ ﴿169﴾

بهرام پور

پروردگارا! من و كسان مرا از آنچه مى‌كنند نجات بخش

فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ﴿170﴾

بهرام پور

پس او و كسانش را همگى نجات داديم

إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ ﴿171﴾

بهرام پور

جز پيرزنى كه در ميان بازماندگان بود

ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿172﴾

بهرام پور

سپس ديگران را سخت هلاك كرديم

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿173﴾

بهرام پور

و باران [عذاب‌] بر ايشان بارانديم و باران انذار شدگان، بد بارانى است

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿174﴾

بهرام پور

قطعا در اين [عقوبت‌] عبرتى است و اكثر آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿175﴾

بهرام پور

و به راستى پروردگار تو شكست‌ناپذير مهربان است

كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿176﴾

بهرام پور

اهل «ايكه» فرستادگان را تكذيب كردند

إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿177﴾

بهرام پور

آنگاه كه شعيب به آنان گفت: آيا [از خدا] پروا نمى‌كنيد

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ﴿178﴾

بهرام پور

من براى شما فرستاده‌اى امين هستم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿179﴾

بهرام پور

پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿180﴾

بهرام پور

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم اجر من جز بر پروردگار جهانيان نيست

۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ ﴿181﴾

بهرام پور

پيمانه را تمام دهيد و از كم فروشان مباشيد

وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ ﴿182﴾

بهرام پور

و با ترازوى درست بسنجيد

وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿183﴾

بهرام پور

و اجناس مردم را كم ندهيد و در زمين سر به فساد بر نداريد

وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿184﴾

بهرام پور

و از [نافرمانى‌] كسى كه شما و نسل‌هاى گذشته را آفريد پروا كنيد

قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ ﴿185﴾

بهرام پور

گفتند: جز اين نيست كه تو از سحر شدگانى

وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ ﴿186﴾

بهرام پور

و تو جز بشرى مانند ما نيستى و بى‌شك تو را از دروغگويان مى‌دانيم

فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ﴿187﴾

بهرام پور

پس قطعه‌اى از آسمان بر سر ما بيفكن اگر از راستگويانى

قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿188﴾

بهرام پور

شعيب گفت: پروردگارم به آنچه مى‌كنيد داناتر است

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿189﴾

بهرام پور

پس او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر [آتشبار] آنها را بگرفت. به راستى كه آن، عذاب روزى بزرگ بود

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿190﴾

بهرام پور

قطعا در اين [عقوبت‌] درس عبرتى است و بيشتر آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ﴿191﴾

بهرام پور

و همانا پروردگار تو شكست ناپذير مهربان است

وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿192﴾

بهرام پور

و به راستى كه اين [قرآن‌] نازل شده‌ى پروردگار جهانيان است

نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ ﴿193﴾

بهرام پور

روح الامين آن را نازل كرده است

عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ ﴿194﴾

بهرام پور

بر قلب تو، تا از بيم دهندگان باشى

بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ ﴿195﴾

بهرام پور

به زبان عربى روشن

وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿196﴾

بهرام پور

و قطعا [توصيف‌] آن در نوشته‌هاى پيشينيان آمده است

أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿197﴾

بهرام پور

آيا اين براى آنها دليل و نشانه نيست كه علماى بنى اسرائيل آن را مى‌دانند [و مى‌شناسند]

وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ ﴿198﴾

بهرام پور

و اگر آن را بر برخى از غير عرب‌ها نازل مى‌كرديم

فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ ﴿199﴾

بهرام پور

و آن را برايشان مى‌خواند به آن ايمان نمى‌آوردند

كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿200﴾

بهرام پور

بدين سان قرآن را در دل‌هاى گناهكاران راه داديم [تا حجت تمام شود]

لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ ﴿201﴾

بهرام پور

[اما] به آن ايمان نمى‌آورند تا وقتى كه عذاب پردرد را ببينند

فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿202﴾

بهرام پور

كه به طور ناگهانى به سراغشان بيايد در حالى كه توجه ندارند

فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ﴿203﴾

بهرام پور

[و در آن هنگام‌] مى‌گويند: آيا ما را مهلتى داده خواهد شد

أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿204﴾

بهرام پور

آيا به عذاب ما عجله مى‌كنند

أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ ﴿205﴾

بهرام پور

به ما بگو كه اگر ساليانى آنها را از زندگى برخوردار كنيم

ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ ﴿206﴾

بهرام پور

آن‌گاه عذاب موعود بر سرشان بيايد

مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ ﴿207﴾

بهرام پور

آنچه از زندگى برخوردار شده بودند چه [عذابى را] از آنها دفع خواهد كرد

وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿208﴾

بهرام پور

و [اهل‌] هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر اين كه براى آنها هشدار دهندگانى بود

ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ﴿209﴾

بهرام پور

تا آنان را تذكّر دهند، و ما ستمكار نبوده‌ايم [كه اتمام حجت نكنيم‌]

وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ ﴿210﴾

بهرام پور

و آن [قرآن‌] را شياطين نازل نكرده‌اند

وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿211﴾

بهرام پور

و آنها را نسزد و نمى‌توانند

إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿212﴾

بهرام پور

بى‌ترديد آنها از شنيدن [وحى‌] منع شده‌اند

فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ ﴿213﴾

بهرام پور

پس با خدا معبودى ديگر مخوان كه از عذاب شدگان مى‌گردى

وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ ﴿214﴾

بهرام پور

و خويشان نزديك را هشدار ده

وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿215﴾

بهرام پور

و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‌اند بال [محبت‌] بگستر

فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿216﴾

بهرام پور

و اگر تو را نافرمانى كردند بگو: من از آنچه مى‌كنيد بيزارم

وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ ﴿217﴾

بهرام پور

و بر [خداى‌] عزيز مهربان توكل كن

ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ ﴿218﴾

بهرام پور

خدايى كه چون [به عبادت‌] بر مى‌خيزى تو را مى‌بيند

وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ ﴿219﴾

بهرام پور

و حركت تو را در ميان سجده كنندگان [مى‌بيند]

إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿220﴾

بهرام پور

او همان شنواى داناست

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ ﴿221﴾

بهرام پور

آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى نازل مى‌شوند

تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ ﴿222﴾

بهرام پور

بر هر دروغزن گناهكار نازل مى‌شوند

يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ ﴿223﴾

بهرام پور

شنيده‌هاى [خويش‌] را القا مى‌كنند و بيشترشان دروغگويند

وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ ﴿224﴾

بهرام پور

و شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند

أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ ﴿225﴾

بهرام پور

آيا نديده‌اى كه آنان در هر وادى [از افكار خيالى‌] سرگردانند

وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿226﴾

بهرام پور

و آنان چيزهايى مى‌گويند كه انجام نمى‌دهند

إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ ﴿227﴾

بهرام پور

مگر كسانى كه ايمان آورده، كارهاى شايسته نموده، خدا را بسيار ياد كردند و پس از ستم ديدن به دفاع و نصرت خواهى برخاستند. و كسانى كه ستم كردند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاهى بر مى‌گردند

Quran recitationReady
Open audio