مجتبوی
سوگند به ستاره چون فرو شود.
Compare up to three translations verse by verse.
سوگند به ستاره چون فرو شود.
كه يار شما- رسول خدا
و از هواى نفس سخن نمىگويد.
نيست اين
او را آن [فرشته] بس نيرومند- جبرئيل- آموخته است.
توانمندى كه راست بايستاد- با صورت اصلى و تمام هيأت خود يا با جمال و صورت نيكوى خود-.
و او در افق برين- يا به كناره بلند آسمان- بود.
سپس نزديك شد و نزديكتر شد،
تا به اندازه دو كمان يا نزديكتر.
پس به بندهاش وحى كرد آنچه را وحى كرد.
دل [محمد ص] آنچه را ديد دروغ نگفت- دروغ داخل آن نكرد، يا به خطا نديد-.
آيا در آنچه مىبيند با وى ستيزه مىكنيد؟
و هر آينه او
نزد سدرة المنتهى
كه نزديك آن، بهشت جاى آرامش است.
آنگاه كه [آن فرشته را ديد] آن درخت سدره را مىپوشاند آنچه مىپوشاند.
چشم [پيامبر] نه كژ ديد و نه از حد در گذشت- نه آنچه را حقيقت نداشت بديد-.
هر آينه از نشانههاى بزرگتر پروردگار خويش بديد.
آيا لات و عزى را ديدهايد؟
و ديگر، منات را كه سومين آنهاست [آيا اينها را كه انبازان خداى گرفتهايد شايسته خدايىاند]؟!
آيا شما را پسر باشد و او
آنگاه اين بخشكردنى است ناروا- كژ و ستمكارانه-.
اينها نيستند مگر نامهايى كه شما و پدرانتان نهادهايد. خدا هيچ حجتى به [خدايى] آنها فرو نفرستاده است. [اينان] جز پندار و آنچه را كه نفسهاشان خوش دارد پيروى نمىكنند، و حال آنكه از سوى پروردگارشان رهنمونى بديشان آمده است.
مگر براى آدمى هر چه آرزو كند فراهم است؟ [هرگز!]
پس خداى راست آن جهان و اين جهان- هر چه خواهد به هر كه خواهد مىدهد-.
و بسا فرشتگانى در آسمانها كه شفاعتشان هيچ سود نكند مگر پس از آنكه خداى براى هر- شفيع يا براى هر انسانى- كه بخواهد و پسندد، اجازه دهد.
هر آينه كسانى كه به جهان پسين ايمان ندارند فرشتگان را به نام دختران مىنامند.
و آنان را هيچ دانشى بدان نيست. جز گمان را پيروى نمىكنند، و همانا گمان براى [شناخت] حقيقت هيچ سودى ندارد- كفايت نكند-.
پس روى بگردان از هر كه از يادكرد ما- يا قرآن- روى مىگرداند و جز زندگى اين جهان را نمىخواهد.
اين است منتهاى دستيابى آنها به دانش. همانا پروردگار تو داناتر است به آن كه از راه او گمراه شده و هم او داناتر است به آن كه راهيافته است
و خداى راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است تا آنان را كه بدى كردند بدانچه كردند كيفر دهد و نيكوكاران را به پاداش نيكو پاداش دهد
آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها دورى كنند، مگر گناهان خرد و اندك همانا پروردگار تو فراخآمرزش است. او به شما داناتر است آنگاه كه شما را از زمين بيافريد و آنگاه كه جنينهايى بوديد در شكمهاى مادرانتان. پس خود را مستاييد، كه او داناتر است به آن كه پرهيزگارى كرده است.
آيا ديدى آن كس را كه [از پذيرفتن حق] رويگردان شد؟
و اندكى [از مال] بداد و دست باز داشت- در انفاق بخل ورزيد-؟
آيا نزد او علم غيب است كه خود مىبيند- كه تا كى خواهد زيست، كه انفاق نمىكند-؟!
يا مگر او را خبر ندادهاند بدانچه در صحيفههاى موسى- يعنى تورات- است؟
و [بدانچه در صحيفههاى] ابراهيم [است] كه وفا كرد- به پيمانهاى الهى-؟:
كه هيچ بار بردارى- از گناه- بار [گناه] ديگرى را برندارد
و اينكه براى آدمى جز آنچه به كوشش خود كرده است نيست
و بزودى كوشش او را به وى بنمايند
سپس پاداش تمام آن را به او بدهند.
و پايان و بازگشت [همگان] به سوى پروردگار توست.
و اوست كه بخنداند و بگرياند.
و اوست كه بميراند و زنده كند.
و اوست كه دو گونه: نر و ماده بيافريد،
از نطفهاى، آنگاه كه در رحم ريخته شود.
و بر اوست آفرينش ديگر- آفرينش نو هنگام رستاخيز-.
و اوست كه توانگرى دهد و مال بخشد- يا خرسندى و خشنودى دهد-.
و اوست خداوند شعرى.
و اوست كه عاد نخستين- قوم هود- را هلاك كرد
و ثمود- قوم صالح- را كه [از كافران] هيچ كس را باز نگذاشت
و قوم نوح را پيش از آن، كه ستمكارتر و سركشتر بودند.
و مؤتفكه- شهرهاى قوم لوط- را واژگون ساخت.
پس آنها را فرو پوشانيد آنچه فرو پوشانيد- سنگهايى كه بر آنها بارانيد-.
پس [اى آدمى] به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت شك مىآرى و ستيزه مىكنى؟
اين بيمكنندهاى است از همان بيم كنندگان پيشين.
رستاخيز نزديك شد.
آن را جز خداى، آشكار كنندهاى نيست.
آيا از اين سخن شگفتى مىنماييد؟
و مىخنديد و نمىگرييد؟
و شما [از اين سخن] غافل و سرگرم باطليد.
پس خداى را سجده كنيد و [او را] بپرستيد.