Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Al-Qiyamah in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ لَآ أُقْسِمُ بِيَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ﴿1﴾

صادقی تهرانی

به روز قیامت سوگند ندارم!

وَلَآ أُقْسِمُ بِٱلنَّفْسِ ٱللَّوَّامَةِ ﴿2﴾

صادقی تهرانی

و نه سوگند به نفس لوامه [:وجدان بیدار و ملامتگر].

أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُۥ ﴿3﴾

صادقی تهرانی

آیا انسان می‌پندارد که هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد؟!

بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُۥ ﴿4﴾

صادقی تهرانی

آری‌! قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را سازمان دهیم!

بَلْ يُرِيدُ ٱلْإِنسَٰنُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُۥ ﴿5﴾

صادقی تهرانی

بلکه انسان همی خواهد تا پیش رویش را بشکافد [:خدا را علنی بنگرد و قیامت را ببیند و پیوسته فجور کند]!

يَسْـَٔلُ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلْقِيَٰمَةِ ﴿6﴾

صادقی تهرانی

(از این رو) می‌پرسد: «قیامت کی خواهد بود؟!»

فَإِذَا بَرِقَ ٱلْبَصَرُ ﴿7﴾

صادقی تهرانی

پس در آن هنگام که چشم (از شدتِ وحشت) برق زند (و به گردش در آید)،

وَخَسَفَ ٱلْقَمَرُ ﴿8﴾

صادقی تهرانی

و ماه بی‌‌نور گردد،

وَجُمِعَ ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ ﴿9﴾

صادقی تهرانی

و خورشید و ماه یک‌جا جمع شوند،

يَقُولُ ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ ٱلْمَفَرُّ ﴿10﴾

صادقی تهرانی

انسان در آن‌هنگام گوید: «گریزگاه کجاست‌؟!»

كَلَّا لَا وَزَرَ ﴿11﴾

صادقی تهرانی

هرگز (چنین نیست.)! راه فراری (از این گیرودار) و پناهگاهی نیست!

إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمُسْتَقَرُّ ﴿12﴾

صادقی تهرانی

آن روز قرارگاه (نهایی) تنها سوی پروردگار تو است‌.

يُنَبَّؤُا۟ ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍۭ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿13﴾

صادقی تهرانی

و در آن روز انسان از تمام آنچه پیش فرستاده و واگذاشته بسی آگاهی مهم داده می‌شود.

بَلِ ٱلْإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ بَصِيرَةٌۭ ﴿14﴾

صادقی تهرانی

بلکه انسان خودش بر (وضع) خودش بسی آگاه است!

وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ ﴿15﴾

صادقی تهرانی

و هرچند (در ظاهر برای خود) عذرهایی بیفکند!

لَا تُحَرِّكْ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِۦٓ ﴿16﴾

صادقی تهرانی

(ای پیامبر!) زبانت را به‌خاطر عجله برای خواندن آن [:قرآن] حرکت مده.

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُۥ وَقُرْءَانَهُۥ ﴿17﴾

صادقی تهرانی

همانا گردآوریش و خواندنش تنها بر عهده‌ی ماست!

فَإِذَا قَرَأْنَٰهُ فَٱتَّبِعْ قُرْءَانَهُۥ ﴿18﴾

صادقی تهرانی

پس هنگامی که آن را خواندیم، از خواندنش پیروی کن!

ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُۥ ﴿19﴾

صادقی تهرانی

سپس بیان آن (نیز) بی‌گمان بر عهده‌ی ماست!

كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ ٱلْعَاجِلَةَ ﴿20﴾

صادقی تهرانی

هرگز (چنان نیست که شما می‌پندارید)؛ بلکه شما (دنیای) زودگذر را دوست می‌دارید!

وَتَذَرُونَ ٱلْءَاخِرَةَ ﴿21﴾

صادقی تهرانی

و آخرت را وامی‌گذارید!

وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۢ نَّاضِرَةٌ ﴿22﴾

صادقی تهرانی

چهره‌هایی در آن روز باطروات است،

إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌۭ ﴿23﴾

صادقی تهرانی

(که) سوی (رحمت) پروردگارشان نگرانند!

وَوُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۭ بَاسِرَةٌۭ ﴿24﴾

صادقی تهرانی

و در آن روز صورت‌هایی عبوس و درهم‌‌کشیده است،

تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌۭ ﴿25﴾

صادقی تهرانی

(که) گمان دارند عذابی در پیش دارند که پشت را می‌شکند!

كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِىَ ﴿26﴾

صادقی تهرانی

چنان نیست (که انسان می‌پندارد! او ایمان نمی‌آورد) تا موقعی که جان به گلوگاهش رسد،

وَقِيلَ مَنْ ۜ رَاقٍۢ ﴿27﴾

صادقی تهرانی

و گفته شود: «آیا کیست که (مرا از مرگ) نجات دهد؟!»

وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلْفِرَاقُ ﴿28﴾

صادقی تهرانی

و گمان کرد که این همواره (همان) جدایی است.

وَٱلْتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ ﴿29﴾

صادقی تهرانی

و ساق (زندگی) به ساق (مرگ) در هم بپیچید.

إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمَسَاقُ ﴿30﴾

صادقی تهرانی

در آن روز مسیر همه تنها سوی (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!

فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ ﴿31﴾

صادقی تهرانی

پس او نه تصدیق کرد و نه نماز خواند.

وَلَٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ﴿32﴾

صادقی تهرانی

بلکه رویگرداند.

ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ ﴿33﴾

صادقی تهرانی

سپس سوی خانه‌ی خود بازگشت در حالی که چون خران (خرامان) قدم برمی‌داشت!

أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ ﴿34﴾

صادقی تهرانی

(این ناهنجاری) شایسته‌تر است برای تو، پس شایسته‌تر.

ثُمَّ أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰٓ ﴿35﴾

صادقی تهرانی

سپس (این ناهنجاری) برای تو شایسته‌تر است، پس شایسته‌تر.

أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿36﴾

صادقی تهرانی

آیا انسان گمان می‌کند که بی‌هدف و مهمل رها می‌شود؟!

أَلَمْ يَكُ نُطْفَةًۭ مِّن مَّنِىٍّۢ يُمْنَىٰ ﴿37﴾

صادقی تهرانی

آیا او نطفه‌ای از منی‌ای که می‌جهد نبود؟!

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةًۭ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿38﴾

صادقی تهرانی

سپس به صورت خون بسته‌‌ای [:آویزک] در آمد. پس خدا او را آفرید و سازمان داد،

فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ ﴿39﴾

صادقی تهرانی

تا از او دو زوج : مرد و زن آفرید!

أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْۦِىَ ٱلْمَوْتَىٰ ﴿40﴾

صادقی تهرانی

آیا (چنان نیرومندی‌) بر زنده کردن مردگان توانا نیست‌؟!

Quran recitationReady
Open audio