Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Al-Muddaththir in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ ﴿1﴾

صفوی

ای جامه خواب بر خود کشیده.

قُمْ فَأَنذِرْ ﴿2﴾

صفوی

برخیز و هشدار ده.

وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ﴿3﴾

صفوی

و پروردگارت را به بزرگی یاد کن.

وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ ﴿4﴾

صفوی

و جامه ات را از آلودگی‌ها پاک دار.

وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ ﴿5﴾

صفوی

و با ترک گناهان از کیفر دوری گزین.

وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ ﴿6﴾

صفوی

و این کارها را فراوان مپندار و به خاطر انجام آنها بر خدا منّت مگذار.

وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ ﴿7﴾

صفوی

و به خاطر پروردگارت بر مشکلات رسالت و سختی‌های اطاعت خدا صبر کن.

فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ ﴿8﴾

صفوی

پس چون نواخته شود در چیزی که در آن می‌نوازند و مردگان برانگیخته شوند،

فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ ﴿9﴾

صفوی

آن روز که هنگام بازگشت آفریدگان به سوی خداست، روز دشواری است،

عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ ﴿10﴾

صفوی

بر کافران آسان نیست.

ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا ﴿11﴾

صفوی

مرا وا گذار با آن کسی که من به تنهایی او را آفریدم (وَلید پسر مُغیرَه).

وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا ﴿12﴾

صفوی

و برایش مالی فراوان قرار دادم.

وَبَنِينَ شُهُودًۭا ﴿13﴾

صفوی

و پسرانی به او بخشیدم که نزدش حضور دارند و در یاری وی آماده‌اند.

وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا ﴿14﴾

صفوی

و برای او جاه و مقام آماده ساختم و امورش را سامان بخشیدم.

ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ﴿15﴾

صفوی

باز هم طمع دارد که بر مال و جاه و فرزندانش بیفزایم.

كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِءَايَٰتِنَا عَنِيدًۭا ﴿16﴾

صفوی

نه! هرگز نخواهم افزود، زیرا او با آیات ما به ستیز برخاست و به دارایی اش می‌بالید.

سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا ﴿17﴾

صفوی

به زودی کیفری سخت را که همچون بالا رفتن بر گردنه‌ای صَعْب العبور است بر او تحمیل خواهم کرد.

إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ﴿18﴾

صفوی

آری، او برای مبارزه با قرآن اندیشید و جوانب کار را سنجید و طرحی افکند.

فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿19﴾

صفوی

مرگ بر او باد، چگونه سنجید و طرحی افکند.

ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿20﴾

صفوی

باز هم مرگ بر او باد، چگونه سنجید و طرحی افکند.

ثُمَّ نَظَرَ ﴿21﴾

صفوی

پس از آن نگریست تا رأی خود را باز گوید.

ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ﴿22﴾

صفوی

آن گاه اخم کرد و بر چهره اش ناخرسندی نمود.

ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ ﴿23﴾

صفوی

سپس روی [از حق] گردانید و تکبّر ورزید.

فَقَالَ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ ﴿24﴾

صفوی

و گفت: این قرآن چیزی جز افسونی برگرفته از جادوگران نیست.

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ ﴿25﴾

صفوی

این چیزی جز سخن بشر نیست.

سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ﴿26﴾

صفوی

به زودی او را به دوزخ در خواهم آورد.

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ ﴿27﴾

صفوی

و چه چیز تو را از حقیقت دوزخ آگاه کرد؟

لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ ﴿28﴾

صفوی

بر هر که دست یابد او را می‌سوزاند و هر کسی را که در آن افتد رها نمی‌کند.

لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ ﴿29﴾

صفوی

پوست‌ها را سخت [می گدازد و] سیاه می‌کند.

عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿30﴾

صفوی

نوزده تن بر آن گمارده شده‌اند.

وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿31﴾

صفوی

۳۱ و ما نگهبانان دوزخ را جز از فرشتگان قرار ندادیم و شماره آنها را جز برای آزمایش کافران یادآوری نکرده‌ایم، تا اهل کتاب بدانند که این خبر با آنچه در کتاب هایشان آمده است مطابق است و در پی آن، کسانی هم که [به قرآن] ایمان آورده‌اند بر ایمانشان بیفزایند و آنان که کتاب آسمانی به ایشان داده شده و نیز مؤمنان در حقّانیت قرآن تردید نکنند، و سرانجام کسانی که در دل هایشان بیماری شک و نفاق است و کفرپیشگان بگویند: خدا از توصیف نگهبانان دوزخ که نوزده فرشته‌اند چه چیزی اراده کرده است; این تعداد اندک از فرشتگان چگونه می‌توانند آن همه دوزخیان را کیفر دهند؟! بدین گونه خدا هر که را بخواهد به بیراهه می‌کشاند و هر که را بخواهد به راه راست رهنمون می‌شود. و شمارِ سپاهیان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و یادآوری تعدادشان جز تذکاری برای بشر نیست.

كَلَّا وَٱلْقَمَرِ ﴿32﴾

صفوی

نه! قرآن سحر نیست; سوگند به ماه.

وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿33﴾

صفوی

و سوگند به شب آن گاه که پشت کرد و رفت.

وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ ﴿34﴾

صفوی

و سوگند به بامداد آن گاه که روشن و آشکار شود.

إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ ﴿35﴾

صفوی

که قطعاً قرآن یکی از نشانه‌های بزرگ الهی است،

نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ ﴿36﴾

صفوی

در راستای هشدار دادن به بشر.

لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿37﴾

صفوی

برای هر کس از شما که بخواهد سبقت گیرد و راه ایمان و اطاعت پوید یا عقب بماند و راه کفر و عصیان در پیش گیرد.

كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ﴿38﴾

صفوی

هر کسی نزد خدا در گروِ دستاورد خویش است;

إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْيَمِينِ ﴿39﴾

صفوی

مگر اهل دست راست که حق بندگی خدا ادا کردند و خود را از رهن به درآوردند و از گرفتاری رها ساختند.

فِى جَنَّٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿40﴾

صفوی

آنان در بوستان‌های بهشتی قرار دارند، و می‌پرسند،

عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿41﴾

صفوی

از گنهکاران:

مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ ﴿42﴾

صفوی

چه چیزی شما را به دوزخ درآورده است؟

قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ ﴿43﴾

صفوی

در پاسخ می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.

وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ ﴿44﴾

صفوی

و بینوا را اطعام نمی‌کردیم.

وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ ﴿45﴾

صفوی

و با باطل گرایان در بیهودگی فرو رفته و در گفتار و رفتار باطل به سر می‌بردیم.

وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿46﴾

صفوی

و روز جزا را دروغ می‌شمردیم.

حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ ﴿47﴾

صفوی

تا این که مرگمان که حقیقتی تردیدناپذیر بود دررسید.

فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ ﴿48﴾

صفوی

از این رو شفاعتِ شفاعت کنندگان به حال آنان سودی نمی‌بخشد.

فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ ﴿49﴾

صفوی

با این وصف، کافران را چه شده است که از تذکار قرآن رویگردان اند؟

كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ ﴿50﴾

صفوی

چنان روی برتافته‌اند که گویی گورخرانی رمیده‌اند،

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ ﴿51﴾

صفوی

که از شیری گریخته‌اند.

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ ﴿52﴾

صفوی

چنین نیست که رویگردانی آنان از تذکار قرآن تنها به سبب گریزشان از حقیقت باشد، بلکه هر یک از آنان از سر تکبّر می‌خواهد نامه‌هایی گشوده از سوی خدا که شامل حقایق قرآن است به او داده شود.

كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْءَاخِرَةَ ﴿53﴾

صفوی

نه، هرگز کتاب آسمانی به آنان داده نمی‌شود، و اصولاً سبب اصلی رویگردانی آنان از قرآن این نیست که چرا کتابی آسمانی از سوی خدا بر آنان نازل نمی‌شود، این دستاویزی بیش نیست بلکه آنان از سرای آخرت بیم ندارند.

كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ ﴿54﴾

صفوی

نه! هرگز کتاب آسمانی به هر یک از آنان داده نمی‌شود. آنچه برعهده ماست اندرز است و قرآن برای آنان پندی بسنده است.

فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ ﴿55﴾

صفوی

پس هر که خواست از آن پند گیرد.

وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ ﴿56﴾

صفوی

و جز به خواست خدا پند نخواهند گرفت. او سزاوار این است که از او پروا کنند و سزاوار این است که تقواپیشگان را بیامرزد.

Quran recitationReady
Open audio