بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢ ﴿1﴾
صادقی تهرانی
پرسندهای به (علت) عذاب واقعشوندهای (از آنکه اگر واقعیت دارد پس چرا اکنون از آن اثری نیست،) پرسید.
لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭ ﴿2﴾
صادقی تهرانی
(عذابی) که اختصاص به کافران دارد (و) آن را بازدارندهای نیست.
مِّنَ ٱللَّهِ ذِى ٱلْمَعَارِجِ ﴿3﴾
صادقی تهرانی
(و) از جانب خدا (است)، صاحب (بخشایش) کل درجات.
تَعْرُجُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍۢ ﴿4﴾
صادقی تهرانی
فرشتگان و روح، در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است سویش بالا میروند.
فَٱصْبِرْ صَبْرًۭا جَمِيلًا ﴿5﴾
صادقی تهرانی
پس صبرکن، صبری نیکو.
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُۥ بَعِيدًۭا ﴿6﴾
صادقی تهرانی
بیگمان آن (عذاب) را دور میبینند،
وَنَرَىٰهُ قَرِيبًۭا ﴿7﴾
صادقی تهرانی
و (ما) آن را نزدیکش میبینیم.
يَوْمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلْمُهْلِ ﴿8﴾
صادقی تهرانی
روزی که آسمانها چون تهماندهی روغن زیتون گداخته است.
وَتَكُونُ ٱلْجِبَالُ كَٱلْعِهْنِ ﴿9﴾
صادقی تهرانی
و کوهها چون پشمِ زده شده است.
وَلَا يَسْـَٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمًۭا ﴿10﴾
صادقی تهرانی
و هیچ دوست صمیمی دوست صمیمی(اش) را نپرسد.
يُبَصَّرُونَهُمْ ۚ يَوَدُّ ٱلْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍۭ بِبَنِيهِ ﴿11﴾
صادقی تهرانی
آنان به ایشان بس نشان داده میشوند. گناهکار دوست میدارد کاش برای رهایی از عذاب آن روز، میتوانست پسران خود را (به جای خود) عوض دهد،
وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ ﴿12﴾
صادقی تهرانی
و (نیز) همسرش را و برادرش را،
وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِى تُـْٔوِيهِ ﴿13﴾
صادقی تهرانی
و جداساختهاش [:مادرش] را که پناهش میدهد،
وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا ثُمَّ يُنجِيهِ ﴿14﴾
صادقی تهرانی
و هر که را که در روی زمین است، همه را (عوض دهد) و سپس خود را نجات دهد.
كَلَّآ ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ ﴿15﴾
صادقی تهرانی
نه چنین است. همانا آن (آتش) زبانهدار است.
نَزَّاعَةًۭ لِّلشَّوَىٰ ﴿16﴾
صادقی تهرانی
پوست سر و اندام) بریان شده را بس برکَنَنده است.
تَدْعُوا۟ مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىٰ ﴿17﴾
صادقی تهرانی
هر که را پشت کرده و روی برتافته است (به خود) میخواند.
وَجَمَعَ فَأَوْعَىٰٓ ﴿18﴾
صادقی تهرانی
و گردآورده(هایی) پس (آن را) انباشته.
۞ إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿19﴾
صادقی تهرانی
بهراستی انسان سخت آزمند (و بیتاب) خلق شده است.
إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعًۭا ﴿20﴾
صادقی تهرانی
چون صدمهای به او در رسد جزع و لابهکُننده است.
وَإِذَا مَسَّهُ ٱلْخَيْرُ مَنُوعًا ﴿21﴾
صادقی تهرانی
و چون خیری به او رسد (آن را از دیگران) بازدارنده است.
إِلَّا ٱلْمُصَلِّينَ ﴿22﴾
صادقی تهرانی
بجز نمازگزاران،
ٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَآئِمُونَ ﴿23﴾
صادقی تهرانی
آنان که ایشان بر نمازشان پایدارانند.
وَٱلَّذِينَ فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿24﴾
صادقی تهرانی
و (هم) آنان که در اموالشان حقی معلوم است،
لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ ﴿25﴾
صادقی تهرانی
برای سائل و محروم.
وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿26﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که روز جزا را باور دارند،
وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ﴿27﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که از عذاب پروردگارشان با بزرگداشتنش میهراسند.
إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍۢ ﴿28﴾
صادقی تهرانی
بیگمان عذاب پروردگارشان (از کافران) بازداشته نیست.
وَٱلَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَٰفِظُونَ ﴿29﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که برای (نگهداری) عورتهاشان حافظانند.
إِلَّا عَلَىٰٓ أَزْوَٰجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿30﴾
صادقی تهرانی
مگر بر همسران خود یا کنیزانشان؛ پس (در این صورت) مورد نکوهش نیستند.
فَمَنِ ٱبْتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْعَادُونَ ﴿31﴾
صادقی تهرانی
پس هرکس پا از این (حد) فراتر نهد آنان، (هم) ایشان از حد درگذرندگانند.
وَٱلَّذِينَ هُمْ لِأَمَٰنَٰتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَٰعُونَ ﴿32﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که امانتشان و پیمانشان را رعایتکنندگانند.
وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمْ قَآئِمُونَ ﴿33﴾
صادقی تهرانی
و آنان که به شهادتهایشان ایستایند.
وَٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿34﴾
صادقی تهرانی
و کسانی که برنمازشان محافظت دارند.
أُو۟لَٰٓئِكَ فِى جَنَّٰتٍۢ مُّكْرَمُونَ ﴿35﴾
صادقی تهرانی
اینانند که در باغهایی (در بهشت) گرامیاند.
فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ﴿36﴾
صادقی تهرانی
پس آنان را که کفر ورزیدهاند، چه شده (که) سویت نگرانند؟
عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ ﴿37﴾
صادقی تهرانی
(گروه گروه)، از راست و چپ (از تو) فراری و متنفرند.
أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ ﴿38﴾
صادقی تهرانی
آیا هر یک از آنان طمع میبندد که در بهشت پرنعمت در آورده شود؟
كَلَّآ ۖ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ ﴿39﴾
صادقی تهرانی
نه چنان است. ما آنان را بیگمان از آنچه (خود) میدانند آفریدیم.
فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ ﴿40﴾
صادقی تهرانی
پس به پروردگار خاوران و باختران سوگند یاد نمیکنم (که) بیگمان ما تواناییم،
عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًۭا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿41﴾
صادقی تهرانی
بر اینکه (آنها را) تبدیل به همانندشان گردانیم. و ما درمانده نیستیم.
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا۟ وَيَلْعَبُوا۟ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ ﴿42﴾
صادقی تهرانی
پس واگذارشان (تا در باطلشان) فرو روند و بازی کنند تا روزی را که وعده داده میشوند ملاقات کنند.
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًۭا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍۢ يُوفِضُونَ ﴿43﴾
صادقی تهرانی
روزی که از گورهاشان برون آیند گویی با یکدیگر فراسوی جایگاههایی معین شده روانند.
خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۚ ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ ﴿44﴾
صادقی تهرانی
حال آنکه دیدگانشان (از ترس) فرو هشته، خواری فراگیرشان میگردد. این (همان) روزی است (که) وعده داده میشدهاند.