قرائتی
درخواستکنندهای، عذابی واقعشدنی را درخواست کرد،
Compare up to three translations verse by verse.
درخواستکنندهای، عذابی واقعشدنی را درخواست کرد،
که برای کافران است و هیچ بازدارندهای برای آن نیست.
و از سوی خداوند صاحب درجات والاست.
فرشتگان و روح، در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوی او بالا میروند.
پس صبر کن، صبری نیکو.
آنان آن روز را دور میبینند.
و ما آن را نزدیک میبینیم.
روزی که آسمان مانند مس گداخته شود.
و کوهها مانند پشمِ رنگین [حلاّجی شده] گردد.
و هیچ دوستی از دوستش [احوالی] نپرسد.
[خویشاوندان و دوستان] آنان را نشانشان میدهند. [ولی از شدّت هراس به آنان توجه نمیکنند!] آن روز گنهکار آرزو میکند که ای کاش میتوانست فرزندانش را در برابر عذاب تاوان دهد و فدای خود کند!
و نیز همسر و برادرش را!
و بستگانش را که [در دنیا] به او پناه میدادند،
[بلکه آرزو دارد] تمام مردم روی زمین را [فدا کند]، تا او را [از عذاب] برهاند.
هرگز! همانا آن آتش شعلهور است،
که پوست سر و بدن را به شدّت برمیکند.
هر کس را [به حقّ] پشت کرده و روی برتافته، فرامیخواند.
و [نیز کسی را که مال] گرد آورده و انباشته است.
به راستی که انسان سخت آزمند [و بیتاب] آفریده شده است.
هرگاه بدی به او برسد، نالان است.
و هرگاه خیری به او برسد، بخیل است.
مگر نمازگزاران.
آنان که بر نمازشان پیوسته و پایدارند.
و آنان که در اموالشان حقّی است معین.
برای نیازمندِ خواهنده و بینوای درمانده.
و آنان که روز جزا را باور دارند.
و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند.
زیرا از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست.
و آنان که دامان خود را [از شهوتها] نگه میدارند.
مگر بر همسران یا کنیزانشان که [در این صورت،] مورد سرزنش نیستند.
پس کسانی که [در بهرهگیری جنسی] فراتر از این را بجویند، آنان همان تجاوزگرانند.
و آنان که امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند.
و آنان که به [ادای] گواهی متعهد و پایبندند.
و آنان که بر نمازشان مواظبت دارند.
اینان در بهشتها گرامی داشته میشوند.
پس کافران را چه شده که سراسیمه به سوی تو میشتابند؟
از راست و چپ، گروه گروه.
آیا هر یک از آنان طمع دارد که به بهشتی پرنعمت درآید؟
هرگز! ما آنان را از آن چیز [پستی] که میدانند، آفریدهایم.
به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند میخورم که ما تواناییم،
بر این که بهتر از آنان را به جای ایشان بیاوریم و هرگز کسی بر ما پیشی نگرفته و [در این کار] ناتوان نیستیم.
پس آنان را [به حال خود] واگذار، یاوه بگویند و بازی کنند، تا روزی را که وعده داده شدهاند، ببینند.
روزی که شتابان از قبرها بیرون میآیند، چنان که گویی به سوی نشانهایی نصبشده میدوند.
چشمانشان فروافتاده و ذلّتی [وصفناپذیر] آنان را فراگرفته است. این است آن روزی که به ایشان وعده داده میشد.