Text size
Translation comparisonCompare Al-Fajr in Persian
Compare up to three translations verse by verse.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلْفَجْرِ ﴿1﴾
صادقی تهرانی
سوگند به سپیدهدم؛
وَلَيَالٍ عَشْرٍۢ ﴿2﴾
صادقی تهرانی
و به شبهایی دهگانه (مانند ده شب اول ذیحجه)؛
وَٱلشَّفْعِ وَٱلْوَتْرِ ﴿3﴾
صادقی تهرانی
و به جفت و تاق [:آفریدگان و آفریدگار، همانند و بیمانند].
وَٱلَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ﴿4﴾
صادقی تهرانی
و به شب، هنگامی که سیر میکند.
هَلْ فِى ذَٰلِكَ قَسَمٌۭ لِّذِى حِجْرٍ ﴿5﴾
صادقی تهرانی
آیا در این، برای خردمندی خویشتندار (نیاز به) سوگندی است؟
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿6﴾
صادقی تهرانی
مگر ندیدی که پروردگارت با عادیان (نخستین) چه کرد؟
إِرَمَ ذَاتِ ٱلْعِمَادِ ﴿7﴾
صادقی تهرانی
(با) عمارات ستوندار اِرَم.
ٱلَّتِى لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِى ٱلْبِلَٰدِ ﴿8﴾
صادقی تهرانی
آن که مانندش در شهرها ساخته نشده؟
وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُوا۟ ٱلصَّخْرَ بِٱلْوَادِ ﴿9﴾
صادقی تهرانی
و (با) ثمودیان، همانان که در گودی، تختهسنگها را بریدند؟
وَفِرْعَوْنَ ذِى ٱلْأَوْتَادِ ﴿10﴾
صادقی تهرانی
و (با) فرعون، صاحب (خرگاهها و کاخها و) میخهای بلند.
ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ ﴿11﴾
صادقی تهرانی
همانان که در شهرها به طغیان سر برافراشتند.
فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ ﴿12﴾
صادقی تهرانی
پس در آنها بسی فساد کردند.
فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ﴿13﴾
صادقی تهرانی
پس پروردگارت بر (سروسامان)شان تازیانهی عذابی فرو نواخت.
إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلْمِرْصَادِ ﴿14﴾
صادقی تهرانی
بیگمان پروردگارت بیامان در کمین (آنان) است.
فَأَمَّا ٱلْإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكْرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَكْرَمَنِ ﴿15﴾
صادقی تهرانی
پس اما انسان، هنگامی که پروردگارش وی را بیازماید و گرامیش بدارد، و نعمت به او دهد، گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است.»
وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَهَٰنَنِ ﴿16﴾
صادقی تهرانی
و اما هنگامی که بیازمایدش، پس روزیاش را بر او تنگ گرداند، گوید: «پروردگارم به من اهانت کرده است.»
كَلَّا ۖ بَل لَّا تُكْرِمُونَ ٱلْيَتِيمَ ﴿17﴾
صادقی تهرانی
هرگز نه (چنین و نه چنان است)! بلکه یتیم را گرامی نمیدارید؛
وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِ ﴿18﴾
صادقی تهرانی
و بر خوراک (دادن به) بینوا (همدیگر را) برنمیانگیزید؛
وَتَأْكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكْلًۭا لَّمًّۭا ﴿19﴾
صادقی تهرانی
و میراث را چپاولگرانه میخورید؛
وَتُحِبُّونَ ٱلْمَالَ حُبًّۭا جَمًّۭا ﴿20﴾
صادقی تهرانی
و مال را دوست میدارید، دوستداشتنی بسیار.
كَلَّآ إِذَا دُكَّتِ ٱلْأَرْضُ دَكًّۭا دَكًّۭا ﴿21﴾
صادقی تهرانی
هرگز (نه چنان است)! آنگاه که زمین، در هم کوبیده شود کوبیده شدنی،
وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلْمَلَكُ صَفًّۭا صَفًّۭا ﴿22﴾
صادقی تهرانی
و پروردگارت با فرشتگان (کارگزار) صفاندرصف آیند،
وَجِا۟ىٓءَ يَوْمَئِذٍۭ بِجَهَنَّمَ ۚ يَوْمَئِذٍۢ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكْرَىٰ ﴿23﴾
صادقی تهرانی
و جهنم در آن هنگام (هنگامه) آورده شود، آن روز است که انسان (حق را) به خوبی یاد آورد. و کجا و کی برایش جای یادواره است؟
يَقُولُ يَٰلَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى ﴿24﴾
صادقی تهرانی
گوید: «کاش برای زندگانی (اصلی) خود (چیزی) پیش فرستاده بودم.»
فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٌۭ ﴿25﴾
صادقی تهرانی
پس در این هنگام (و هنگامه) هیچ کس همچون عذاب کردن او، عذاب نکند.
وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٌۭ ﴿26﴾
صادقی تهرانی
و هیچکس (هم) چون در بند کشیدن او، در بند نکشد.
يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفْسُ ٱلْمُطْمَئِنَّةُ ﴿27﴾
صادقی تهرانی
هان ای نفس مطمئنه[:آرمیده]!
ٱرْجِعِىٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةًۭ مَّرْضِيَّةًۭ ﴿28﴾
صادقی تهرانی
خشنود (از خدا) و خوشایند سوی پروردگارت باز گرد.
فَٱدْخُلِى فِى عِبَٰدِى ﴿29﴾
صادقی تهرانی
پس در میان بندگان ویژهام در آی،
وَٱدْخُلِى جَنَّتِى ﴿30﴾
صادقی تهرانی
و در بهشت ویژهام داخل شو.