Skip to content
Text size 100%
Translation comparison

Compare Adh-Dhariyat in Persian

Compare up to three translations verse by verse.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرْوًۭا ﴿1﴾

صادقی تهرانی

سوگند به نیروهای پراکننده‌، (چه) پراکندنی.

فَٱلْحَٰمِلَٰتِ وِقْرًۭا ﴿2﴾

صادقی تهرانی

پس سوگند به بارداران باری سنگین‌، (چه) سنگینی‌ای.

فَٱلْجَٰرِيَٰتِ يُسْرًۭا ﴿3﴾

صادقی تهرانی

پس سوگند به روانان به آسانی.

فَٱلْمُقَسِّمَٰتِ أَمْرًا ﴿4﴾

صادقی تهرانی

پس قسمت‌کنندگان اَمری [:کار یا فرمان و یا چیزی].

إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭ ﴿5﴾

صادقی تهرانی

همواره آنچه (به آن) وعده داده شده‌اید همانا راست است.

وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌۭ ﴿6﴾

صادقی تهرانی

و (روز) بُروز طاعت و معصیت همانا روی‌دادنی است.

وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلْحُبُكِ ﴿7﴾

صادقی تهرانی

قسم به آسمان (که) دارای راه‌هاست؛

إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍۢ مُّخْتَلِفٍۢ ﴿8﴾

صادقی تهرانی

همانا شما (درباره‌ی رستاخیز) در (ژرفای) سخنی گوناگونید.

يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ﴿9﴾

صادقی تهرانی

هر که از آن به دروغ برگردانده شود، (بخت‌) برگشته است.

قُتِلَ ٱلْخَرَّٰصُونَ ﴿10﴾

صادقی تهرانی

مرگ بر دروغ‌پردازان [:دروغ‌پردازان کشته شده‌اند].

ٱلَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍۢ سَاهُونَ ﴿11﴾

صادقی تهرانی

کسانی که در ورطه‌(ی نادانی) سهوناکند.

يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِ ﴿12﴾

صادقی تهرانی

پرسند: «روز بُروز طاعت و معصیت کی است‌؟»

يَوْمَ هُمْ عَلَى ٱلنَّارِ يُفْتَنُونَ ﴿13﴾

صادقی تهرانی

همان روزی که آنان بر آتش بس آزموده شوند.

ذُوقُوا۟ فِتْنَتَكُمْ هَٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿14﴾

صادقی تهرانی

(و به آنان گفته شود:) «فتنه و آشوب خود را بچشید. این است همان (بلایی) که با شتاب خواستار آن بوده‌اید.»

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ ﴿15﴾

صادقی تهرانی

پرهیزگاران بی‌گمان در باغستان‌ها و چشمه‌سارانند.

ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَ ﴿16﴾

صادقی تهرانی

حال آنکه آنچه را پروردگارشان به آنان عطا فرموده گیرندگانند. بی‌گمان آنان پیش از این نیکوکاران بوده‌اند.

كَانُوا۟ قَلِيلًۭا مِّنَ ٱلَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ﴿17﴾

صادقی تهرانی

و از شب اندکی را می‌غنوده‌اند.

وَبِٱلْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿18﴾

صادقی تهرانی

و آنان سحرگاهان (از خدا) پوشش می‌خواهند.

وَفِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ ﴿19﴾

صادقی تهرانی

و در اموالشان برای سائل و محروم‌، حقّی (معلوم) است.

وَفِى ٱلْأَرْضِ ءَايَٰتٌۭ لِّلْمُوقِنِينَ ﴿20﴾

صادقی تهرانی

و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است؛

وَفِىٓ أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿21﴾

صادقی تهرانی

و (همچنان) در خودتان. پس مگر نمی‌نگرید؟

وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ﴿22﴾

صادقی تهرانی

و روزیِ شما و آنچه (از بهشت) وعده داده می‌شوید در آسمان است.

فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ إِنَّهُۥ لَحَقٌّۭ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ ﴿23﴾

صادقی تهرانی

پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین، که بی‌گمان آن حق است؛ همان‌گونه که خود شما (به روشنی) سخن می‌گویید.

هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ ٱلْمُكْرَمِينَ ﴿24﴾

صادقی تهرانی

آیا خبر مهمانان ارجمند و گرامی ابراهیم به تو رسید؟

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ۖ قَالَ سَلَٰمٌۭ قَوْمٌۭ مُّنكَرُونَ ﴿25﴾

صادقی تهرانی

چون بر او درآمدند، پس سلامی گفتند. گفت: «سلام (بر) مردمی ناشناس.»

فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجْلٍۢ سَمِينٍۢ ﴿26﴾

صادقی تهرانی

پس به گونه‌ای پنهان به سوی اهلش روان شد و گوساله‌ای فربه (و بریان شده) بیاورد.

فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿27﴾

صادقی تهرانی

پس آن را نزدیکشان برد. گفت: «مگر نمی‌خورید؟»

فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةًۭ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍۢ ﴿28﴾

صادقی تهرانی

پس، از ایشان ترسی به دل برگرفت. گفتند: «مترس.» و او را به پسری بسی دانا نوید دادند.

فَأَقْبَلَتِ ٱمْرَأَتُهُۥ فِى صَرَّةٍۢ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌۭ ﴿29﴾

صادقی تهرانی

پس زنش پریشان (و فریادزنان) پیش آمد. پس سیلی بر چهره‌ی خود زد و گفت: «پیره‌زالی نازایم (چگونه بزایم)؟»

قَالُوا۟ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْعَلِيمُ ﴿30﴾

صادقی تهرانی

گفتند: «پروردگارت چنین فرموده است. او، (هم)او حکیمی بس داناست.»

۞ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ ﴿31﴾

صادقی تهرانی

(ابراهیم) گفت: « ای فرستادگان! مهم شما (در این مأموریت) چیست‌؟»

قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَ ﴿32﴾

صادقی تهرانی

گفتند: «ما همانا سوی گروهی (از) مجرمان فرستاده شده‌ایم،»

لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةًۭ مِّن طِينٍۢ ﴿33﴾

صادقی تهرانی

«تا سنگ‌هایی از گل بر (سر و سامان)‌شان فرو فرستیم.»

مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ ﴿34﴾

صادقی تهرانی

«حال آنکه نزد پروردگارت برای مسرفان نشانه‌گذاری شده است.»

فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿35﴾

صادقی تهرانی

«پس هر کس از مؤمنان را در آن (سامان) بود بیرون راندیم.»

فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍۢ مِّنَ ٱلْمُسْلِمِينَ ﴿36﴾

صادقی تهرانی

«پس در آنجا جز یک خانه از تسلیم‌شدگان (برابر خدا بیشتر) نیافتیم.»

وَتَرَكْنَا فِيهَآ ءَايَةًۭ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ ﴿37﴾

صادقی تهرانی

«و در آنجا برای آنان که از عذاب پر درد می‌ترسند، نشانه‌ای بر جا نهادیم.»

وَفِى مُوسَىٰٓ إِذْ أَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَٰنٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿38﴾

صادقی تهرانی

و (نیز) در (ماجرای) موسی، چون او را با حجّتی مسلط و روشنگر سوی فرعون گسیل داشتیم.

فَتَوَلَّىٰ بِرُكْنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌۭ ﴿39﴾

صادقی تهرانی

پس (فرعون) با رکن (فرعونیت‌)اش روی برتافت و گفت: «(این شخص،) ساحری یا دیوانه‌ای است.»

فَأَخَذْنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌۭ ﴿40﴾

صادقی تهرانی

پس او و سپاهیانش را برگرفتیم و آنان را در دریا افکندیم در حالی که او (در آخرین لحظه) نکوهشگر (خود و فرعونیان) بود.

وَفِى عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلْعَقِيمَ ﴿41﴾

صادقی تهرانی

و در (ماجرای) عادیان (نیز) ، چون بر سر (و سامان)‌شان باد نازا را فرستادیم.

مَا تَذَرُ مِن شَىْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَٱلرَّمِيمِ ﴿42﴾

صادقی تهرانی

هیچ چیزی را که بر آن وزد فروگذار نکند جز آنکه همچون خاکسترش کند.

وَفِى ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا۟ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿43﴾

صادقی تهرانی

و در (ماجرای) ثمودیان (نیز عبرتی بود) چون به ایشان گفته شد: «تا چندی برخوردار شوید.»

فَعَتَوْا۟ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ ﴿44﴾

صادقی تهرانی

پس از فرمان پروردگارشان سر برتافتند تا در حالی که آنها می‌نگریستند، آذرخش (جانکاه) آنان را فرو گرفت.

فَمَا ٱسْتَطَٰعُوا۟ مِن قِيَامٍۢ وَمَا كَانُوا۟ مُنتَصِرِينَ ﴿45﴾

صادقی تهرانی

پس هرگز نه توانستند به پای خیزند و نه جویندگان یارانی بوده‌اند.

وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَٰسِقِينَ ﴿46﴾

صادقی تهرانی

و گروه نوح را (نیز) از پیش (از آن اقوام همین گونه هلاک کردیم). آنان بی‌گمان گروهی فاسق [:نافرمان] بوده‌اند.

وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍۢ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿47﴾

صادقی تهرانی

و آسمان را به نیروهایی برافراشتیم و بی‌گمان، همانا ما توسعه‌‌دهند‌گانیم.

وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ ﴿48﴾

صادقی تهرانی

و زمین را رام و راهوار گسترانیدیم‌؛ پس چه نیکو گسترندگانیم.

وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿49﴾

صادقی تهرانی

و از هر چیزی دو گونه [:جفت یکدیگر] آفریدیم، شاید شما یاد کنید.

فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿50﴾

صادقی تهرانی

پس فراسوی خدا فرار کنید. من بی‌گمان برایتان از (سوی) او ترساننده‌ای روشنگرم.

وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿51﴾

صادقی تهرانی

«و با خدا معبودی دیگر قرار مدهید. همانا من از جانب او هشداردهنده‌ای روشنگرم.»

كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا۟ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿52﴾

صادقی تهرانی

بدین‌سان کسانی راکه پیش از آنان بودند هیچ پیامبری نیامد جز (اینکه) گفتند: «ساحری یا دیوانه‌ای است.»

أَتَوَاصَوْا۟ بِهِۦ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَ ﴿53﴾

صادقی تهرانی

آیا همدیگر را به این (سخن) سفارش کردند؟ (نه!) بلکه آنان مردمی سرکشند.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢ ﴿54﴾

صادقی تهرانی

پس، از آنان روی بگردان، پس تو در خور سرزنش نیستی.

وَذَكِّرْ فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿55﴾

صادقی تهرانی

و یاد(شان) آور، که مؤمنان را بی‌گمان، یادواره سودمند است.

وَمَا خَلَقْتُ ٱلْجِنَّ وَٱلْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿56﴾

صادقی تهرانی

و جنّ و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.

مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍۢ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿57﴾

صادقی تهرانی

از آنان هیچ روزی نمی‌خواهم و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند.

إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِ ٱلْمَتِينُ ﴿58﴾

صادقی تهرانی

همواره خداست که خود بسی روزی‌دهنده‌ی نیرومند استوار است.

فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًۭا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَٰبِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ ﴿59﴾

صادقی تهرانی

پس بی‌گمان برای کسانی که ستم کردند پیامدی بد است؛ همانند پیامد بد یارانشان. پس در خواستن عذاب از من شتاب نجویند.

فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ ﴿60﴾

صادقی تهرانی

پس وای برای کسانی که کافر شدند از آن روزشان که وعده داده می‌شوند.

Quran recitationReady
Open audio