مجتبوی
روى در هم كشيد و رخ برتافت
Compare up to three translations verse by verse.
روى در هم كشيد و رخ برتافت
چون آن نابينا به سويش آمد.
و تو چه دانى شايد او به پاكى گرايد- به سبب آنچه شنود-.
يا پند گيرد و آن پند سودش دهد.
اما آن كه بىنياز است- به مال و جاه-
پس تو بدو روى مىآرى و به او مىپردازى!
و چيست بر تو- تو را چه زيان دارد- كه [آن كافر] پاكى نورزد؟- يا: و تو را باكى نيست كه او پاكى نمىورزد-.
و اما آن كه با كوشش و شتاب نزد تو آمده،
در حالى كه [از خداى] مىترسد،
پس تو از او [به ديگرى] مىپردازى.
همانا اين [آيات قرآن] يادآورى و پندى است- براى آدميان-
پس هر كه خواهد، آن را ياد كند و پند گيرد.
[آنها] در دفترهايى است گرامىداشته،
بلندپايه و پاكيزه- از عيب و بيهوده و دروغ و از دستهاى شياطين-
در دست سفيرانى
بزرگوار و نيكوكار.
مردهباد آدمى، چه كافر و ناسپاس است!
او را از چه چيز آفريد؟
از نطفهاى آفريدش پس به اندازهاش نهاد.
سپس راه [به ايمان و طاعت] را برايش آسان ساخت.
سپس او را بميرانيد و در گور كرد.
سپس آنگاه كه بخواهد او را برانگيزد- باز زنده گرداند-.
نه چنين است كه هنوز آنچه را [خدا] به او فرمان داده نگزارده و بجاى نياورده است.
پس آدمى بايد به خوراك خود بنگرد- تا عبرت گيرد-.
همانا ما آب [باران] را فرو ريختيم فروريختنى
سپس زمين را [با سر برآوردن گياهان] بشكافتيم شكافتنى.
پس در آن دانهها رويانيديم
و انگور و سبزى،
و درخت زيتون و خرما،
و بوستانهاى پر درخت،
و ميوه و علف،
تا برخوردارى باشد براى شما و چارپايان شما.
پس چون آن بانگ هولانگيز [رستاخيز] بيايد
روزى كه آدمى از برادر خود مىگريزد
و از مادر و پدر خويش
و از همسر و فرزندانش
هر مردى از آنان را در آن روز كارى است كه بدان مىپردازد- كسى به ديگرى نپردازد-.
رويهايى در آن روز تابان و درخشان است
خندان و شادمان.
و رويهايى در آن روز بر آنها گَرد نشسته است
تيرگى و سياهى آنها را فرو پوشد
اينانند كافران بدكار گنهپيشه.